مستعين
پس از منتصر ، « مستعين » ، فرزند معتصم زمام امور حكومت را به دست گرفت . او در شهوترانى ، ميگسارى و حيف و ميل بيتالمال دست كمى از پيشينيان خود نداشت ؛ از نظر سياسى نيز شايستهء امر حكومت نبود ؛ ولى بيم تركان از روى كار آمدن فرزندان متوكّل ، آنان را بر آن داشت تا با اشارهء « احمد بن خصيب » « 2 » او را بر سر كار آورند . « 3 » در دوران حكومت مستعين ، به سال 249 نبرد سنگينى بين مسلمانان و روميان درگرفت . مسلمانان شكست سختى خوردند و تعداد زيادى از ايشان از جمله دو تن از فرماندهان زبدهء سپاه كشته شدند ، و روميان بر اموال و ناموس مرزنشينان مسلمان دست يافتند . « 4 » اين شكست ذلّتبار و بىتفاوتى دستگاه خلافت نسبت به آن ، و نيز جنايات بىشمار تركها در حقّ مردم و تسلّط آنان بر سرنوشت كشور اسلامى ، مردم و حتّى نظاميان را به ستوه آورد . در بغداد و سامرّا دست به شورش زدند ؛ نيروهاى گارد نيز در پوشش اعتراض به كمبود ارزاق و كاهش حقوق ، به ايشان پيوستند ، و درهاى زندانها را بر روى زندانيان گشودند . « 5 » مستعين از ترس به بغداد گريخت . در اين ميان گروهى از شورشيان ، « معتزّ » را از زندان آزاد كرده و با وى بيعت كردند . كار معتزّ بالا گرفت و سپاه عظيمى به جنگ مستعين فرستاد . بين آن دو جنگ سختى درگرفت و تعداد زيادى از نيروهاى دو طرف به قتل