بيابد ؛ از اين رو ، در وصف وى نوشتهاند : واثق ، سخت علاقمند به غنا و شيفتهء خوانندگان ، و خود در اين زمينه استاد بود . مجلس او پيوسته به وجود خوانندگان زن و مرد و صداى تار و تنبور آباد بود . « 1 » ابن عبد ربّه از قول فردى به نام ابوالحسن ، داستانى از بدمستى واثق و زناى او نوشته كه خلاصهء مضمونش چنين است : روش واثق چنين بود كه وقتى شراب مىنوشيد و مست مىشد در همانجا مىخوابيد ، هر يك از نديمان او كه مست مىشدند همانجا رها شده و نزديكش مىماندند . واثق ، زمانى شراب نوشيد و مست شد و خوابيد . ياران او اتاق را ترك كردند ؛ ولى دو تن از خوانندگان زن و مرد آنجا ماندند . چون اتاق خلوت شد خوانندهء مرد با سرودن چند شعر و دادن آنها به كنيزِ خليفه ، مراتب علاقمندى و شيفتگى خود را نسبت به او ابراز كرد . او نيز با سرودن چند شعر در پاسخ وى به ابراز تمايل او پاسخ مثبت داد . در اين ميان واثق هشيار شد و در جريان ردّ و بدل شدن كاغذ ميان كنيز خود و فرد مغنّى قرار گرفت ، و بىدرنگ كنيز خود را آزار كرد و او را به عقد مغنّى درآورد ، ولى پس از اجراى عقد ، در حضور مغنّى ، زن مغنّيه را در اتاقى برد و با وى آميزش كرد ، سپس از اتاق بيرون آمد و به آن خواننده گفت : تو خواستى در مورد كنيزم به من خيانت كنى ولى من در حالى كه او همسر تو بود به تو خيانت كردم . « 2 » بدين ترتيب خليفهء مسلمانان ( ! ) براى درهم شكستن شخصيّت يك خوانندهء خيانتكار كه خود به دربارش فراخوانده است به خيانتى زشتتر روى آورد و با مغنّيهاى كه چند لحظه پيش آزادش كرده و او را به همسرى فرد ديگرى درآورده بود در حضور همسرش
تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 115
مساهمون: على رفيعى
ص١١٥
هامش
( 1 ) - الامام الهادى من المهد الى اللحد ، ص 31 .
( 2 ) - عقد الفريد ، ج 6 ، ص 60 .