دوزخ مىديد . و گرنه اين كلمات را بر زبان جارى نمىكرد . كارگردانان و سياستمداران حكومت معتصم ، فضل بن مروان ، احمد بن عمّار ، محمّد بن عبدالملك زيّات و احمد بن ابىداؤد بودند كه سه نفر اوّل به ترتيب پست وزارت را داشتند « 1 » و نفر آخرى عهدهدار سمت قاضى القضاتى بود .
واثق
پس از معتصم فرزندش « واثق » بر مسند خلافت نشست و پنج سال و نه ماه - يعنى تا سال 232 - حكومت كرد . واثق هر چند در مقايسه با پدرش با مردم و مخالفان از جمله علويان برخوردى ملايم داشت و گاه براى كسب محبوبيت و تظاهر به مردمدارى ، به مردم نيكى و بخشش مىكرد « 2 » ؛ ليكن سياست و روش عمومىاش ادامهء خط مشى معتصم بود و درباريان و حاشيهنشينانش همان درباريان و حاشيهنشينان وى بودند . او نيز مانند معتصم دست تركان را در امور مملكتى بازگذاشت و « أشناس » تركى را در پادشاهى جانشين خود ساخت و بر سر او تاج طلايى نهاد و نيز دو شمشير طلايى بر كمرش آويخت . « 3 » پست وزارت در دوران حكومت واثق همچنان در دست « محمّد بن عبدالملك زيّاتِ » ستمگر و جنايتكار بود ، و او به كمك تركان و چهرههاى متنفّذ ديگرى همچون احمد بن ابى دؤاد قاضى القضات و عمر بن فرج رخّجى آنچه مىتوانستند بر مردم ستم روا داشته و اجحاف كردند . مسعودى مىنويسد : « احمدبن ابى دؤاد و محمّد بن عبدالملك زيّات بر واثق چيره شده بودند ؛ بگونهاى كه وى هيچ دستورى بدون نظر آنان نمىداد و هر نظرى كه آنان مىدادند مىپذيرفت . وى زمام امور كشور را به آنان واگذار كرده بود . » « 4 » نتيجهء اتّخاذ اين سياست اين بود كه خليفه فراغت بيشترى براى عيّاشى و خوشگذرانى