زبر و خشن بر تن مىكرد ولى هنگامى كه در برابر مردم ظاهر مىشد خود را براى آنان مىآراست ( و از لباسهاى عادى كه مردم مىپوشيدند استفاده مىكرد ) . « 1 » كنيزى به نام « عذر » - كه مدتى كنيز مأمون بود و در خانهء او مىزيست ، سپس مأمون او را به امام رضا ( ع ) بخشيد ، پس از مدتى نيز امام ( ع ) او را به عبداللّه بن عباس هبه كرد - در مقام مقايسهء زندگى اين سه شخصيّت مهم سياسى آن روز مىگويد : ما در خانهء مأمون در بهشتى از خوراكيها ، آشاميدنيها ، زيور آلات و عطريات و پولهاى فراوان مىزيستيم ، تا آنكه مأمون مرا به امام رضا ( ع ) بخشيد . زمانى كه به خانهء آن حضرت رفتم تمامى آن امكانات و نعمتها را از دست دادم . . . چندانكه پيوسته آرزو مىكردم از خانهء آن حضرت بروم . تا آنكه امام رضا ( ع ) مرا به عبداللّه بن عباس بخشيد و زمانى كه به خانهء او منتقل گشتم گويى دوباره وارد بهشت شدهام . « 2 » يكى از اهداف شيطانى مأمون از طرح مسألهء ولايتعهدى امام رضا ( ع ) اين بود كه آن حضرت را به دستگاه پر زرق و برق خلافت نزديك و درنهايت به دنيادوستى و جاهطلبى متّهم كند « 3 » ، ولى مناعت طبع و مقام زهد پيشواى هشتم توطئه او را خنثى كرد . امام ( ع ) پس از پذيرش ولايتعهدى نيز با بىاعتنايى به تشكيلات سلطنتى مأمون ، به زندگى ساده و بىآلايش دوران پيش از ولايتعهدى خود ادامه داد و در بيانى ، آن دوران را عزيزترين و مطلوبترين دوران زندگى خود قلمداد كرد و فرمود : اين امر ، ( ولايتعهدى ) هرگز نعمتى برايم نيفزوده است . زمانى كه در مدينه بودم ، دستخطم در شرق و غرب خوانده مىشد . در آن زمان بر استر سوار مىشدم و ( با آرامى و آزادى ) كوچههاى مدينه را مىپيمودم و اين حالت از همه چيز برايم عزيزتر و مطلوبتر بود . « 4 » خلاصه
تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 36
مساهمون: على رفيعى
ص٣٦
هامش
( 1 ) - عيون اخبار الرضا ( ع ) ، ج 2 ، ص 192 و مناقب ، ج 4 ، ص 360 .
( 2 ) - عيون اخبار الرضا ( ع ) ، ج 2 ، ص 193 .
( 3 ) - امام ( ع ) در يكى از گفتگوهاى خود با مأمون به اين هدف وى اشاره كرده مىفرمايد : تو مىخواهى مردم بگويند على بن موسىالرضا از دنيا روى گردان نيست . اين دنياست كه بر او اقبال نكرده است . مگر نمىبينيد چگونه به طمع خلافت ، ولايتعهدى را پذيرفته است ( ر . ك : مناقب ، ج 4 ، ص 363 ) .
( 4 ) - عيون اخبار الرضا ( ع ) ، ج 2 ، ص 152 .