يكى است ، پدر و مادر همه يكى است ، پاداش هم ( در قيامت ) به اعمال است . « 1 » ياسر ، خادم حضرت رضا ( ع ) مىگويد : امام رضا ( ع ) هر گاه تنها ( و فارغ از كارهاى روزانه ) مىشد ، تمام اطرافيان خود را - از كوچك و بزرگ - پيرامون خود جمع مىكرد ، با آنان حرف مىزد و انس مىگرفت ؛ آنان هم با وى مأنوس مىشدند ، و هر گاه بر سفره مىنشست ، كوچك و بزرگ را صدا مىكرد ، حتّى كار پرداز و حجامت كننده را بر سفرهء خويش مىنشانيد . « 2 » همو مىگويد : امام رضا ( ع ) به ما فرمود : اگر من بالاى سر شما ايستادم و شما در حال غذا خوردن بوديد ، بلند نشويد تا اينكه از غذا خوردن فارغ شويد . گاهى حضرت يكى از ما را ( براى انجام كارى ) صدا مىكرد . وقتى گفته مىشد : مشغول غذا خوردن است ، مىفرمود : بگذاريد تا غذايش را بخورد . « 3 » نادر ، خدمتكار ديگر امام ( ع ) مىگويد : هر گاه يكى از ما مشغول صرف غذا بود ، امام رضا ( ع ) او را به كارى نمىفرستاد و به كار نمىگرفت تا از غذا خوردن فارغ شود . « 4 » امام رضا ( ع ) از طريق نشست و برخاست با خدمتكاران و غلامان عملًا درس برابرى انسانها را به پيروان خود داد و به همه آنان كه خادم ، سرايدار ، محافظ ، دفتردار ، منشى و . . . دارند فهماند كه اينان نيز حقى دارند و به هنگام برخورد با اين افراد و به كارگيرى ايشان لازم است عواطف و احساسات بشرى آنان و حقوقشان ملاحظه شود و نبايد چنين تصور شود كه آنان آفريده و استخدام شدهاند تا براى اينان كار كنند .
تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 39
مساهمون: على رفيعى
ص٣٩
حضرت رضا ( ع ) وارد حمّام شد . يكى از افراد كه او را نمىشناخت به وى گفت :
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 101 و كافى ، ج 8 ، ص 230 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 164 .
( 3 ) - همان ، ص 102 .
( 4 ) - همان .