« بَعْدَ انْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ فى دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَ زُخْرُفِها وَ زِبْرِجِها فَشَرَطُوا لَكَ ذلِكَ » بعد از آنكه زهد در مقامات و درجات و زيب و زيور اين دنياى پست را بر آنان ( اولياى خود ) شرط كردى ، آنان نيز بر اين شرط پايبند شدند . اولياى خدا - بر اساس اين پيمان - در هر حال ؛ در حال دارايى و تنگدستى خود را متعهد به زهد و ساده زيستى در اين جهان مىدانستند . از اين رو مىبينيم على بن موسى ( ع ) با همهء امكانات و نعمتهايى كه در اختيارش بود در زندگىاش بر اين اصل اهتمام داشت ؛ چندان كه سرسختترين دشمنش ، مأمون عباسى بدان اعتراف كرده و وجود اين صفت را در آن حضرت يكى از نشانههاى شايستگى او براى منصب خلافت دانسته خطاب به آن گرامى مىگويد : « يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ! قَدْ عَرَفْتُ عِلْمَكَ وَ فَضْلَكَ وَ زُهْدَكَ وَ وَرَعَكَ وَ عِبادَتَكَ وَ اراكَ احَقَّ بِالْخَلافَةِ مِنى » اى فرزند رسول خدا ( ص ) ! من ، دانش ، فضيلت ، زهد ، تقوا و مقام بندگى شما را خوب مىشناسم ؛ بر اين اساس شما را براى منصب خلافت شايستهتر از خود مىدانم . امام ( ع ) در پاسخ مأمون بر اعترافات او صحّه گذاشت و فرمود : « بِالْعُبُودِيَّةِ لِلَّهِ عَزَّوَجَلَّ افْتَخِرُ ، وَ بِالزُّهْدِ فِى الدُّنْيا ارْجُوالنَّجاةَ مِنْ شَرِّ الدُّنْيا ، وَ بِالْوَرَعِ عَنِ الَمحارِمِ ارْجُو الْفَوْزَ بِالْمَغانِمِ ، وَ بِالتَّواضُعِ فِى الدُّنْيا ارْجُوالرَّفْعَةَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ » « 1 » به بندگى خداى بزرگ افتخار مىكنم ، و به وسيلهء زهد در دنيا آرزومند رهايى از شرّ دنيا هستم ، و در پرتو ورع و پارسايى از محرّمات اميد دستيابى به غنيمتهاى الهى را دارم ، و با فروتنى در دنيا اميد رفعت و بلند مقامى نزد خداى عزّوجلّ را دارم . ابو عباد مقام زهد و ساده زيستى حضرت رضا ( ع ) را چنين توصيف مىكند : حضرت رضا ( ع ) در تابستان بر روى حصير مىنشست و در زمستان بر روى گليم و لباسهاى
تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 35
مساهمون: على رفيعى
ص٣٥
هامش
( 1 ) - عيون اخبار الرّضا ( ع ) ، ج 2 ، ص 151 .