2 - انس با قرآن
وحدت و يگانگى قرآن « صامت » و قرآنهاى « ناطق » در عالم معنا موجب مىشود كه اين « ثقلين » به يادگار مانده از پيامبر ( ص ) در عالم ظاهر نيز با يكديگر ، انس و رابطهء تنگاتنگ داشته باشند . ابراهيم بن عباس رابطهء حضرت على بن موسى ( ع ) با قرآن را چنين توصيف كرده است : تمام سخنان حضرترضا ( ع ) و پاسخهاى او ( به سؤالاتافراد ) و استنادهاى آن گرامى برگرفته شده از قرآنبود و هرسهروز يك ختمقرآنمىكرد ومىفرمود : اگربخواهم دركمتر از سه روز هم مىتوانم ختم كنم ؛ و ليكن به هنگام تلاوت آن به هيچ آيهاى برنمىخورم مگر آنكه در آن مىانديشم كه چه وقت و در چه موردى نازل شده است ؛ از اين رو ، هر سه روز يك بار ختم قرآن مىكنم . « 1 » رجاء بن ابى ضحاك نيز در اين باره مىگويد : على بن موسى ( ع ) شب ، هنگام قرار گرفتن در بستر ، بسيار قرآن تلاوت مىكرد و چون به آيهاى برمىخورد كه دربارهء بهشت يا دوزخ بود ، مىگريست و از خداوند بهشت را درخواست مىكرد و از آتش جهنم به او پناه مىبرد . « 2 » منشأ اين تأمّل و ژرف نگرى حضرت رضا ( ع ) نسبت به قرآن و تحول و تأثر آن گرامى از آيات وعد و وعيد آن اين است كه او قرآن را ريسمان محكم الهى و هدايتگر انسان به « صراط مستقيم » و بهشت مىدانست . روزى در محضر امام رضا ( ع ) سخن از قرآن به ميان آمد . امام ( ع ) درباره نظم قرآن و اعجاز و حجت آن با اهميّت سخن گفت ؛ سپس فرمود : « هُوَ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتينُ وَعُرْوَتُهُ الْوُثْقى وَ طَريقَتُهُ الْمُثْلَى الْمُؤَدّى الَى الْجَنَّةِ وَ الْمُنْجى مِنَ النَّارِ ، لا يَخْلُقُ عَلَى الْازْمِنَةِ وَ لا يَغَثُّ عَلَى الْالْسِنَةِ لِانَّهُ لَمْ يُجْعَلْ لِزَمانٍ دُونَ زَمانٍ بَلْ جُعِلَ دَليلَ الْبُرْهانِ وَ الْحُجَّةَ عَلى كُلِّ انْسانٍ ، لايَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ