پس از شهادت
مأمون با آن كه در اجراى حيله و توطئه خود نهايت دقت و احتياط را به كار برده بود ، ولى از پيامدهاى جنايت هولناك خويش سخت بيمناك بود ؛ از اين رو براى بىگناه جلوهدادن خود و سرپوش گذاشتن بر اين جنايت ، پس از شهادت امام ( ع ) در حالى كه گريبان چاك زده بود ، اشك مىريخت و بر سر مىزد ، به سوى خانهء امام ( ع ) شتافته اظهار بىتابى مىكرد . « 1 » سپس سادات و هواداران امام ( ع ) را فراخواند و جسد آن حضرت را به آنان نشان داد و گفت : ببينيد كه پيكر او صحيح و طبيعى است . « 2 » با اين حال ، مردم وقتى در جريان رحلت حضرت رضا ( ع ) قرار گرفتند بر در خانهء آن حضرت گردآمده و شعار مىدادند : اين ( اشاره به مأمون ) امام رضا ( ع ) را به نيرنگ و توطئه كشته است ؛ و نيز فرياد مىزدند : فرزند پيامبر ( ص ) كشته شد . و چنان اين سخنان را تكرار نموده داد و فرياد مىكردند كه مأمون از بيم فتنه ، محمد بن جعفر ، عموى حضرت رضا ( ع ) را نزد آنان فرستاد تا خبر دهد كه پيكر امام ( ع ) امروز تشييع نمىشود . مردم ، با شنيدن اين خبر پراكنده شدند . به دستور مأمون ، پيكر مطهّر امام ( ع ) را شبانه غسل داده و كفن كردند و شبانه در كنار قبر هارون به خاك سپردند . « 3 »