و نيز « هشام بن ابراهيم » ، دربان امام از سوى مأمون ، شايع مىكرد كه امام ( ع ) غنا و آوازخوانى را حلال دانسته است . « ابو صلت » مىگويد : به امام رضا ( ع ) عرض كردم :
« هشام بن ابراهيم » مىپندارد شما غنا را براى ايشان روا دانستهايد ؟
فرمود : آن زنديق دروغ مىگويد . او از من درباره غنا پرسيد . من به او گفتم : كسى در اين باره از ابوجعفر ( امام باقر ( ع ) ) سؤال كرد . امام فرمود : اگر خداوند صف حق و باطل را از هم جدا كند ، غنا در كدام صف قرار خواهد گرفت ؟ سائل گفت : در صف باطل .
ابو جعفر فرمود : به حقّ قضاوت كردى . « 1 »
3 - وادار كردن امام ( ع ) به عزيمت به سوى بغداد
مأمون پس از شكست در توطئههاى پيشين خود ، تصميم گرفت امام ( ع ) را وادار كند كه به تنهايى به سوى بغداد رود و خود به جانشينى او در خراسان بماند .
هدف خليفهء عباسى از اين توطئه اين بود كه امام ( ع ) را در چنگ سرسختترين دشمنان خود - آن هم در مركز قدرت خود آنان كه از نفوذ و تسلط كامل برخوردار بودند و امام ( ع ) در آن جا يار و ياورى نداشت - قرار دهد و بدين ترتيب خود را از دست او راحت كند . ولى امام ( ع ) با استنكاف از رفتن به بغداد به تنهايى ، اين توطئه مأمون را نيز خنثى كرد . « 2 »
شهادت امام رضا ( ع )
مأمون پس از آن كه خود را در تحقق بخشيدن به اهداف شيطانىاش شكست خورده و ناكام يافت و متوجه شد كه كوششهايش نسبت به امام رضا ( ع ) برغم آن همه سرمايهگذارى جز افزونى مقام والاى آن حضرت در ميان مردم و گسترش پايگاه مردمى وى ثمرى نبخشيده است ، ناچار براى خروج از تنگناى دشوارى كه خويشتن را در آن افكنده بود و براى رهايى از سرسختترين دشمن حكومت خود ، به همان شيوهاى متوسل شد كه زمامداران ستمگر گذشته به كار گرفته بودند ؛ يعنى قتل . ولى پيداست كه
هامش
( 1 ) - مسند الامام الرضا ( ع ) ، ج 2 ، ص 452 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 57 .