مرگ آنان اثر مفيد و مثبتى داشته باشد ؛ زيرا مأمون در پرتو زيركى و دورانديشى خاصّى كه داشت ، همان گونه كه « فضل بن سهل » را از پاى درآورد امام را نيز بدون سر و صدا از پاى درمىآورد و علويان را نيز با اين منطق كه ما ولايتعهدى و حتّى خلافت را به شما واگذار كرديم ولى شما نپذيرفتيد ؛ بنابراين با چه انگيزهاى با ما مخالفت مىورزيد ، براى هميشه از صحنهء مبارزه كنار مىزد .
ثانياً : مردم ، آنان را به فراموشى سپرده و نسبت به آنها چنين گمان مىكردند كه امامان ( ع ) دانشمندان و فقيهانى هستند كه خود را از صحنهء فعّاليتهاى سياسى و اجتماعى كنار كشيده و نسبت به سرنوشت مردم بىتفاوتند .
ثالثاً : مصلحت اسلام و امت مسلمان ناديده گرفته مىشد . پذيرش وليعهدى پس از تهديد مأمون با شرايطى كه امام ( ع ) قرار داد به مصلحت اسلام بود ، و گرنه آن حضرت نمىپذيرفت هر چند خونش ريخته مىشد . بيدار سازى امت اسلامى و آشنا ساختن آنان با تعاليم اسلام و بر ملاكردن چهره زمامداران غاصب و ستمگر و در يك كلمه « احقاق حق » از مهمترين اين مصالح بود .
شايد با توجه به اين جهت است كه وقتى « محمد بن عَرَفَه » از امام درباره علت پذيرفتن وليعهدى پرسيد و گفت : يابن رسول اللّه ! چه موجبى شما را بر پذيرش اين امر واداشت ؟ فرمود : « همان موجبى كه جدّم اميرمؤمنان را وادار به ورود در شورا كرد » .
شيخ طوسى و سيد مرتضى مسألهء احقاق حق را يكى از انگيزههاى اميرمؤمنان ( ع ) از ورود در شوراى عمر ذكر كرده و گفتهاند :
صاحب حق مىتواند از هر راه مشروع و پسنديده ، حق خويش را باز ستاند ؛ بويژه اگر حق ، تكليف شرعى او باشد ؛ زيرا در اين صورت دستيابى به آن حق و تحمل سختيها در راه آن ، واجب خواهد بود ، مانند حق امامت و رهبرى . « 1 »
هامش
( 1 ) - تلخيص الشافى ، ج 2 ، ص 154 و بحارالانوار ، ج 49 ، ص 155 به نقل از : تنزيه الانبياء .
البته در ورود اميرمؤمنان ( ع ) به شوراى عمر نكته ديگرى نيز مطرح است كه حائز اهميت است و آن اين كه عمر در آغاز خلافت خود مدعى شد از پيامبر ( ص ) شنيده است كه نبوت و خلافت در يك خاندان جمع نمىشود . اميرمؤمنان ( ع ) با ورود در شورا ، دروغ بودن ادعاى نخست او را ثابت كرد ؛ چرا كه در اين جمع ، خود خليفه ، حضرت را كانديداى خلافت كرده بود . بنابراين ، شايسته بود
حضرت براى خلافت مردود شمرده شده است . شايد چنين چيزى هم براى حضرت رضا ( ع ) مطرح بوده كه قبول ولايتعهدى ، نشان شايستگى آن حضرت براى پيشوايى مسلمانان و خلافت رسول خدا ( ص ) است ، كه اين شايستگى را مأمون و تمامى بيعت كنندگان با امام ( ع ) صحّه گذاشتند .