حضرت جواد ( ع ) درآورد . « 1 » مأمون با اين ازدواج سياسى خواست با يك تير دو نشان بزند ؛ هم بر امام ( ع ) جاسوسى از داخل بگمارد و هم اعتقاد آن حضرت و پيروانش را نسبت به نقشهء خود جلب كند . از سوى ديگر ، امام ( ع ) با آن كه بر چنين ازدواجى وادار شده بود ، نه مىتوانست اصل آن را ردّ كند و نه حتّى در مورد اجبارى بودن آن سخنى بگويد ؛ زيرا مأمون در آن شرايط جوّ را در دست داشت و چه بسا خوددارى امام ( ع ) از پيشنهاد خليفه موجب كاستى اعتماد مردم به آن حضرت مىگشت . « 2 »
علل پذيرش ولايتعهدى از سوى امام ( ع )
سخنان جدّى و موضعگيريهاى قاطع مأمون در برابر امام ( ع ) در جريان قضيّهء ولايتعهدى گوياى آن بود كه وى سرنوشت آينده خود و حكومتش را گره خورده به اين قضيّه مىدانست و در هيچ شرايطى حاضر نبود از اين پيشنهاد سرنوشتساز خود دست بردارد ؛ بلكه آماده بود به هربهايى كه شده و با هر پيامدى كه در بر داشته باشد خواستهاش را به انجام رساند و در صورت پافشارى امام بر ردّ ، تهديدش را عملى ساخته امام و بستگان و پيروان او را به قتل برساند . او فرزند كسى است كه به خود وى گفته بود : « سوگند به خدا ، اگر تو هم در كار خلافت با من به ستيز برخيزى سرت را از تنت برمىگيرم كه سلطنت عقيم است » . « 3 » و در عمل نيز با كشتن برادرش امين ثابت كرد كه حكومت ، عقيم است و عاطفه و برادرى نمىشناسد . با توجه به اين مقدمه ، اگر امام رضا ( ع ) پيشنهاد مأمون را ردّ مىكرد : اوّلًا : جان خود و دوستان و شيعيانش را در معرض نابودى قرار مىداد ؛ بدون آنكه