در آغوش كشيد و پيشانىاش را بوسيد و در حالى كه ازمحضرش مرخص مس شد مىگفت : پدر ومادرم به فدايت ، دودمانى كه ( از نظر پاكى ، دانش ، تقوا و فضليت ) بعضى از بعضى ديگر گرفته شدهاند و خداوند شنوا و داناست . « 1 » * فردى به نام « بريهه » كه مدت هفتاد سال سابقهء مسيحيّت داشت ، در جستجوى حق برآمد . پس از تلاش زياد با هشام بن حكم ديدار و مناظره كرد و مغلوب او شد . از هشام پرسيد : آيا اين نظرات و ديدگاها از آن خودت مىباشد يا از كسى آموختهاى ؟ هشام امام صادق را معرفى كرد . « بريهه » تصميم به ديدار باپيشواى ششم عليه السلام گرفت . وقتى به منزل آن حضرت وارد شد ، فرزندش موسى عليه السلام راكه كودكى خردسال بود ديدار كرد . هشام جريان را به وى عرض كرد . حضرت موسى عليه السلام از بريهه درباره آگاهى او از انجيل و تأويل آن پرسيد . پاسخ داد : من به آن دانا هستم . موسى بن جعفر عليه السلام شروع كرد به تلاوت انجيل . بريهه باشنيدن انجيل از كودك خردسال ، گفت : من مدت پنجاه سال است كه در جستجوى شما يا فردى مثل شما هستم . سپس ايمان آورد . « 2 » * ابوحنيفه با عبداللَّه بن مسلم رهسپار منزل امام صادق عليه السلام شدند . در بيرون منزل گروهى از شيعيان را ديدند كه منتظر بيرون آمدن حضرت يا شرفيابى به خدمتش بودند . در اين ميان پسرى خردسال بيرون آمد . مردم در برابر هيبن و عظمتش به پا خاستند . ابوحنيفه نظرى به وى افكند و از عبداللَّه بن مسلم پرسيد : اين كيست ؟ پاسخ داد : موسى فرزند امام صادق عليه السلام است . ابوحنيفه گفت : سوگند به خدا ، او را نزد شيعيانش شرمنده مىكنم . آنگاه رو به حضرت كرد و پرسيد : فرد غريب در صورت نياز به قضاى حاجت كجا تخلى كند ؟ حضرت نظرى به ابوحنيفه كرد و فرمود : پشت ديوارى قرار بگيرد و خود را از ديد مردم پنهان بدارد . از ساحل نهرها ، زير درختان ميوه ، آستانهء خانهها ، گذرگاههاى مردم و مساجد دورى گزيند و
تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 71
مساهمون: على رفيعى
ص٧١
هامش
( 1 ) - مناقب ، ج 4 ، ص 293 و بحارالانوار ، ج 48 ، ص 116 .
( 2 ) - الانوار البهيّة ، ص 155 با اختصار .