است ، هم سفر خودسازى و تهذيب نفس و هم سفر تبلبغ و نشر معارف اسلامى ، پدر را همراهى مىكرد و در كنار آن حضرت به انجام مناسك حج مىپرداخت . « 1 »
ب - مقام علمى
علم امامان عليهم السلام لدنّى و خدادادى است نه اكتسابى ؛ از اين رو ، آن بزرگواران از همان دوران كودكى به آنجه مردم بدان تنياز داشتند عالم بودند و در هر موردى با استدلال و منطق پاسخ آنان را مىدادند .
در مباحث و درسهاى پيش نمونههايى از دانش خدادادى پيشواى هفتم عليه السلام را كه در دوران پيش از امامت از آن گرامى ظاهر شده است نقل كرديم ، اينكه نمونه هايى ديگر .
* محمد بن مقلاص اسدى كوفى مشهور به ابن خطاب از اصحاب امام صادق عليه السلام بود كه در حق آن حضرت غلوّ كرد و به انحراف كشيده شد .
پيشواى ششم عليه السلام با آگاهى از انحراف و ارتداد او ، در حضور جمع ، او را نفرين كرده و از وى بيزارى جست .
عيسى شلقانى نزد امام صادق عليه السلام آمد تا نظر آن حضرت را دربارهء اين خطاب بپرسيد .
امام عليه السلام فرمود : چرا با فرزندم موسى ديدار نمىكنى و مسائلت را از او نمىپرسى ؟
عيسى نزد موسى بن جعفر كه خردسال بود رفت ولى پيش از آنكه آغاز به سخن كند ، حضرت شروع به سخن كرد و فرمود :
« اى عيسى ، خداوند از پيامبران بر نبوت پيمان گرفته است و آنان از حدّ و مرز خود تجاوز نكردند ؛ از جانشينان ايشان نيز بر وصايت از آنان پيمان گرفته است ؛ آنان نيز از حد خود فراتر نرفتند .
خداوند ايمان را بر گروهى براى زمانى عاريه داد . سپس آن را از آنان گرفت ؛ و ابن خطاب از اين گروه است . »
عيسى پاسخ موسى بن جعفر را به بزرگى و عظمت تلقى كرد ، بپاخاست و آن حضرت را
هامش
( 1 ) - ر . ك : بحارالانوار ، ج 48 ، ص 12 .