تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
پس از بازگشت ، نزد والى رفتم و گفتم : فرستاده امام صابر هستم . والى با پاى برهنه تا در خانه آمد و مرا در بغل گرفت و بوسيد و از حال امام عليه السلام پرسيد و پس از مشاهده دستخط امام عليه السلام نيمى از اموال خود را به من داد ، آنگاه اسم مرا از دفتر ماليات حذف كرد و نسبت به بدهى هايم قبض رسيد داد » « 1 »

3 - بردبارى و گذشت

پيشواى هفتم عليه السلام كوهى از بردبارى و گذشت بود . لقب « كاظم » براى آن حضرت حاكى از اين خلق نيكو و نشانهء شهرت ايشان به فرو خوردن خشم و حلم است . بسيار اتفاق مىافتاد كه آن گرامى پاسخ بديها و ناسزاگوييهاى افراد نادان را با نيكى و احسان مىداد . « 2 » امام كاظم عليه السلام نه تنها خود در برخوردارى از اين صفت ، بى نظير و سرمشق ديگران بود ، بلكه - به لحاظ ارجمندى و اهميت آن - تخلّق به آن را به بستگان و فرزندانش توصيه مىكرد . ابن صباغ مالكى نقل مىكند : « روزى موسى بن جعفر عليه السلام همه فرزندانش را گرد آورد و به آنان فرمود : فرزندان من ! سفارشى براى شما دارم كه اگر آن را مراعات كنيد سودمند خواهيد شد : اگر كسى نزد شما آمد و در گوش راستتان چيزى كه ناخوشايند شما بود گفت ، سپس از ناحيه گوش چپتان عذر خواهى كرد و گفت من چنين چيزى نگفتم ، عذر او را بپذيريد . » « 3 » على بن جعفر مىگويد : برادرم موسى بن جعفر عليه السلام فرمود : « پدرم دست مرا گرفت و فرمود : اى موسى ! پدرم محمد بن على دست مرا گرفت آن چنان كه من دست تو را گرفتم و فرمود : پدرم على بن حسين دست مرا گرفت و فرمود : فرزندم ! نسبت به هر كس كه از تو خواستار انجام كار نيك

هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 48 ، ص 174 .
( 2 ) - به عنوان نمونه ر . ك : اعلام الورى ، ص 296 ، اعيان الشيعه ، ج 2 ، ص 7 و مقاتل الطالبين ، ص 499 .
( 3 ) - الفصول المهمه ، ص 238 .