« موسى كاظم عليه السلام ، پارساترين ، داناترين ، بخشندهترين و بزرگ منشترين شخصيت عصر خويش بود . او از بينوايان مدينه تفقد مىكرد و پول و ديگر نيازمنديهاى ضرورى را به خانه هايشان مىبرد ، بدون آن كه آنان متوجه شوند كه از كجا رسيده است ، مگر پس از رحلت آن حضرت . » « 1 » خطيب بغدادى مىنويسد : « موسى بن جعفر عليه السلام فردى سخاوتمند و بزرگوار بود ؛ هر گاه اطلاع مىيافت كه مردى در غياب آن حضرت سخن ناشايستى به وى گفته است ، كيسه پولى كه حاوى هزار درهم بود براى وى فرستاد . كيسههاى پول آن گرامى ، دويست ، سيصد و چهارصد دينار بود كه بين مردم مدينه توزيع مىكرد . وقتى يكى از آنها به دست نيازمندى مىرسيد او را بى نياز مىساخت . » « 2 » بخشش و انفاق امام عليه السلام به دوستان و شيعيان محدود نمىشد ، بلكه مخالفان و دشمنان آن حضرت نيز از مواهب و الطاف وى بهرهمند مىشدند . مردى از نوادگان خليفه دوّم همواره موسى بن جعفر عليه السلام را اذيت مىكرد و هرگاه با آن حضرت روبه رو مىشد لب به ناسزاگويى او و حضرت على عليه السلام مىگشود . ياران امام عرض كردند : اجازه دهيد او را به قتل برسانيم . حضرت ايشان را از اين كار بازداشت . سپس آدرس او را كه در بيرون مدينه به كشاورزى مشغول بود - جويا شد و خود بدانجا رفت و با مركبش وارد مزرعهء وى شد . مرد فرياد زد : زراعت ما را پايمال نكن . امام عليه السلام به سر و صداى او توجّه نكرد و همچنان پيش آمد تا به وى نزديك شد . از مركب فرود آمد و در كنار او نشست و با تبسّم فرمود : براى اين مزرعه چقدر خرج كردهاى ؟ گفت : صد دينار . فرمود : چه مقدار اميد سود دارى ؟ پاسخ داد : غيب نمىدانم . فرمود : گفتم چقدراميد دارى ؟ عرض كرد : دويست دينار . امام عليه السلام كيسهاى را كه محتوى سيصد دينار بود به وى داد و فرمود : اين را بگير ، زراعت هم از آن خودت . مرد برخاست و سر امام را بوسيد و از حضرتش خواست از لغزشهاى وى در گذرد . امام تبسمى كرد و به مدينه بازگشت .
تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 33
مساهمون: على رفيعى
ص٣٣
هامش
( 1 ) - الفصول المهمة ، ص 237 .
( 2 ) - تاريخ بغداد ، ج 13 ، ص 27 .