- اصبغبن موسى مىگويد : دينارهايى را كه برخى از خودم و برخى از برادرانم بود برداشتم تا براى امام كاظم ( ع ) ببرم . چون به مدينه رسيدم ، دينارهاى متعلق به يارانم را شمردم ، ديدم 99 دينار است . يك دينار از خودم بر آنها افزودم كه صد دينار تمام شود . آنگاه به محضر حضرت شرفياب شدم و دينارها را پيش روى آن حضرت ريختم . امام ( ع ) يك دينار از آنها را برداشته به من داد و فرمود : دينار خودت را بگير كه آن مرد ، اين پول را به حساب وزن آن براى من فرستاده است . نه به حساب عددش . « 1 » - مرازم مىگويد : به مدينه رفتم و در خانهاى منزل گزيدم . در آن خانه كنيزكى بود كه نظر مرا به خود جلب كرد . به او پيشنهاد ازدواج دادم ولى وى امتناع ورزيد . پس از نماز عشا كه به خانه بازگشتم ، كنيز ياد شده در را به روى من گشود . من دست روى سينهاش گذاردم . روز بعد به نزد موسىبن جعفر ( ع ) رفتم . امام خطاب به من فرمود : « يا مُرازِمُ لَيْسَ مِنْ شيعَتِنا مَنْ خَلا ثُمَّ لَمْ يَرَعْ قَلْبُهُ » اى مرازم ! شيعه ما نيست كسى كه در خلوت ، دلش بيمناك نباشد !
3 - كمكهاى مالى و اقتصادى به شيعيان
از جمله اقدامات موسىبن جعفر ( ع ) نسبت به شيعيان ، رفع كاستيها و مشكلات مالى و اقتصادى آنان بود . پيش از اين ، موضوع بخششهاى فراوان امام ( ع ) و كيسههاى پول آن حضرت را كه ضربالمثل همگان شده بود يادآور شديم . « 2 » بدون شك اين حركت گسترده و فراگير امام ( ع ) را نبايد صرفاً از بعد اخلاقى و به انگيزه دستيابى به پاداش اخروى اين فضيلت اخلاقى ارزيابى كرد ؛ بلكه علاوه بر اين جهت ، بعد سياسى و اقتصادى آن نيز درخور تأمل است . زمامداران عباسى كه سعى مىكردند با وارد آوردن فشار اقتصادى بر شيعيان آنان را در برابر حكومت خود وادار به تسليم نمايند ، امامان عليهمالسّلام از اين طريق و تحت پوشش يك عمل و سجيّهء اخلاقى ، توطئه آنان را خنثى