تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤

1 - رهبرى تشكيلات سياسى شيعه

اين بخش از فعّاليت امام ( ع ) - به اقتضاى طبيعت آن - كاملًا سرّى و به دور از چشم دشمنان و حتى دوستان عوام ، انجام مىگرفت و تنها خواص از كمّ و كيف آن مطلع بودند ؛ از اين رو ، براى اثبات آن نبايد در انتظار دلائل و مستندات روشن بود ، ولى از شواهد و قراين زيادى در زندگى آن گرامى و شيعيان مىتوان تا حدودى به بعضى از ابعاد اين حركت پى برد . وجود مفضّل‌بن عمر جعفى به عنوان « باب » امام ( ع ) « 1 » ، تقسيم ياران آن حضرت ميان افراد عادى ، افراد مورد اعتماد و خواص از سوى محدثان و دانشمندان رجالى « 2 » ، سعايت محمد بن اسماعيل ، برادرزاده آن گرامى نزد هارون كه همزمان دو خليفه بر روى زمين ؛ يكى در حجاز ( موسى بن جعفر ( ع ) ) و ديگرى در عراق ( هارون ) فعاليت دارند و براى آنان خراج و ماليات جمع مىشود ! « 3 » ، داستان گرفتارى محمدبن ابى عمير به دست نيروهاى امنيتى هارون و درخواست افشاى اسامى شيعيان توسط وى « 4 » ، توصيهء مؤكد آن گرامى بعضى از ياران خود را به كتمان و هشدار به اينكه افشاى اين امر همان و كشته شدن همان « 5 » و دهها شاهد ديگر ، همه از وجود تشكيلات سياسى منسجم و سازمان يافته‌اى تحت رهبرى الهى امام كاظم ( ع ) خبر مىدهد . اين بخش را با يك نمونه به پايان مىبريم . شعيب عقرقوفى ، خدمتكار خود ، مبارك را با دويست دينار پول و يك نامه به مدينه نزد موسىبن جعفر ( ع ) فرستاد . مبارك وقتى به مدينه رسيد متوجه شد امام ( ع ) به مكه رفته است . از اين رو ، عازم مكه شد . او مىگويد : در ميان راه مكه و مدينه شبى از هاتفى شنيدم كه مىگويد : اى مبارك ، خادم شعيب عقرقوفى ! گفتم اى بنده خدا تو كيستى ؟ گفت : من معتّب هستم . ابوالحسن فرمود : نامه را بده و آنچه را همراه‌دارى در منى به‌مابرسان .

هامش
( 1 ) - در بخش تاريخ زندگانى امام صادق ( ع ) ، درس شانزدهم درباره مفهوم سياسى « باب » توضيح لازم داده شد .
( 2 ) - ر . ك : مناقب ، ج 4 ، ص 325 .
( 3 ) - ر . ك : فرق الشيعه ، ص 68 ( پاورقى ) .
( 4 ) - در درس پانزدهم تفصيل آن آمد .
( 5 ) - ر . ك : بحارالانوار ، ج 47 ، ص 344 .