من نامه را به او دادم و در منى به محضر آن حضرت شرفياب شدم و دينارهايى را كه با خود داشتم به او تقديم كردم . . . . « 1 » دو نكتهء مهم امنيتى و تشكيلاتى در اين روايت حائز اهميّت است . نخست ، فرستادن امام ( ع ) معتب را بر سر راه مبارك و تحويل گرفتن نامه او . معلوم مىشود نامه يك نامهء معمولى و فردى نبوده است ، بلكه محتواى آن به تشكيلات سياسى شيعه مربوط مىشده است و امام ( ع ) از بيم آنكه مبادا نامه به دست جاسوسان حكومت بيفتد معتب را فرستاده و نامه را تحويل گرفته است . نكته دوم ، تعيين محل ديدار مبارك با امام ( ع ) و تحويل دينارهاست . امام ( ع ) منى را براى اين ديدار تعيين كرد كه مناسبترين جا براى اين نوع ملاقاتهاست ؛ هم از نظر بودن فرصت كافى و هم از نظر امنيتى .
2 - نظارت بر عملكرد شيعيان
امام كاظم ( ع ) با دقت ، عملكرد شيعيان و ياران خود را زير نظر داشت و اشتباهات و لغزشهاى آنان را متذكر مىشد . اينك چند نمونه : - يكى از يارانامام ( ع ) بهنام يعقوب خدمت آن حضرترسيد . امام ( ع ) خطاببه وىفرمود : « اى يعقوب ! تو روز گذشته آمدى و ميان تو و برادرت در فلان جا برخورد ناپسندى شد تا آنجا كه به يكديگر دشنام داديد ؛ در صورتى كه اين طرز برخورد از آيين من و پدرانم نيست و ما احدى از مردم را بدان دستور نمىدهيم . پس از خداى يكتا بترس كه به زودى با مرگ از يكديگر جدا مىشويد . برادرت در سفرى كه رفته است پيش از آنكه نزد خانوادهاش بازگردد ، خواهد مرد ؛ تو نيز به زودى از آن برخورد بدى كه داشتى پشيمان مىشوى . زيرا شما قطع رحم كرديد ، خدا نيز عمر شما را كوتاه كرد . » يعقوب پرسيد : قربانت گردم ! مرگ من چه وقت فراخواهد رسيد ؟ فرمود : « مرگ تو هم فرارسيده بود ؛ ليكن به خاطر صلهء رحمى كه از عمّهات در فلان منزل انجام دادى ، بيست سال بر عمرت افزوده شد . « 2 » »