خود را به رخ آن حضرت بكشد . پس از حضور امام ( ع ) در كاخ ، هارون با لحنى آميخته به غرور و تكبر پرسيد : اين قصر چگونه است ؟ امام ( ع ) بدون درنگ و پروا فرمود : اين جايگاه فاسقان است . سپس اين آيه را تلاوت كرد : « سَاصْرِفُ عَنْ آياتِىَ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ فِى الْارْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ انْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لايُؤْمِنُوبِها وَ انْ يَرَوْا سَبيلَ الرُّشْدِ لايَتَّخِذُوهُ سَبيلًا وَ انْ يَرَوْا سَبيلَ الْغَىِّ يَتَّخِذُوهُ سَبيلًا . » « 1 » به زودى كسانى راكه در روى زمين بنا حق تكبّر مىورزند از ( ايمان به ) آيات خود ، منصرف مىسازم ! آنها چنانند كه اگر هر آيه و نشانهاى را ببينند به آن ايمان نمىآورند ؛ اگر راه هدايت را ببينند ، آن را راه خود برنمىگزينند ، و اگر راه گمراهى را ببينند ، آن را راه خود انتخاب مىكنند . هارون كه از پاسخ متعرّضانهء امام ( ع ) و تطبيق آيهء شريفه بر او سخت خشمگين شده بود با ناراحتى پرسيد : پس اين خانه از آن كيست ؟ فرمود : پس از زمانى از آن شيعيان ماست ، ولى ( در شرايط فعلى ) مايهء فتنه و آزمايش ديگران است . هارون باناراحتى گفت : ( اگراز آن شيعيان است ) پس چرا صاحبخانه آن را نمىگيرد ؟ فرمود : در حال عمران و آبادى از صاحبش گرفته شده و تا زمانى كه آباد نگردد آن را پس نمىگيرد . « 2 » موسى بن جعفر ( ع ) در اين برخورد با بيانات و تعبيرهاى مختلف و گويا ، نه تنها صلاحيت هارون را براى امامت مسلمين نفى كرد ، بلكه او را فاسق و غاصب خواند و با تلاوت آيهء شريفه و تطبيق آن بر هارون ، او را از مستكبران روى زمين قلمداد كرد كه به آيات الهى ايمان ندارند ؛ از صراط مستقيم حق روى برتافته راه گمراهى وضلالت در پيش گرفتهاند . هارون روزى به موسى بن جعفر ( ع ) گفت : فدك را تحويل بگيريد تا من آن را به شما
تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 167
مساهمون: على رفيعى
ص١٦٧
هامش
( 1 ) - اعراف ( 7 ) ، آيهء 146 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 48 ، ص 138 . علامه مجلسى در توضيح جمله آخر امام ( ع ) مىنويسد : « شايد منظور امام ( ع ) اين باشد كه مادامى كه امكان آباد كردن خانه وجود نداشته باشد ، شيعه آن را پس نمىگيرد و هنوز زمان آن فرانرسيده است . »