روزه نمىدانستند ؛ بلكه آن را از امور دنيوى و در شمار مسائلى چون امارت بلاد ، تدبير امور جنگ و سياست رعيّت مىدانستند و در اين گونه امور اگر مصلحت ايجاب مىكرد ، مخالفت با نص رسول خدا ( ص ) را جايز مىشمردند . » « 1 » 2 - بدبين كردن مردم به مكتب امامت و متهم نمودن امامان ( ع ) به قدرت طلبى ، اخلالگرى در امنيّت جامعه و فتنهانگيزى و ايجاد اختلاف در ميان امّت ! « 2 » 3 - مبارزه مستقيم با امامان از طريق ايجاد محدوديت براى آنان ، احضار ايشان به مركز خلافت ، دستگيرى و به زندان افكندن و درنهايت به شهادت رساندن آن بزرگواران . 4 - جانبدارى همه جانبه - در چارچوب مصالح حكومتى - از افراد ، گروهها و جريانهاى سياسى و فكرى كه در خط دشمنى و ضدّيت با مكتب اهل بيت ( ع ) قرار داشتند . وجود چنين خطرات و توطئههايى در فرا راه مكتب امامت ، امامان ( ع ) را برآن مىداشت تا با همهء توان در حفظ اين ميراث مهمّ رسالت بكوشند .
فرقههاى نوظهور
امام كاظم ( ع ) در آغاز امامت خود علاوه بر رويارويى با توطئههاى ياد شده گروههاى فكرى جديدى را در برابر خود مىديد كه پيش از آن وجود نداشتند . منشأ پيدايش و موضوع اصلى اختلاف اين گروهها مسألهء امامت بود . اين گروهها عبارت بودند از : ناووسيّه : « 3 » كه معتقد بودند امام صادق ( ع ) نمرده و نخواهد مرد تا زمانى كه ظهور كند و امرامامت را برعهده گيرد . ناووسيّه معتقد بودند آن حضرت مهدى موعود است . اسماعيليّه : كه اعتقاد داشتند پس از امام صادق ( ع ) امامت به فرزندش اسماعيل منتقل شده است . اينان مرگ اسماعيل در زمان پدر بزرگوارش را تكذيب كرده مىگفتند او از ديدهها پنهان شده و او « قائم » است .