بازگردانم . امام ( ع ) كه از سوء نيت او آگاهى داشت از پذيرش آن امتناع ورزيد . « 1 » هارون اصرار كرد . امام ( ع ) فرمود : ( اكنون كه اصرار مىكنى ) من آن را مىپذيرم امّا با حدودش . هارون پرسيد : حدود فدك چيست ؟ فرمود : اگر حدود آن را تعيين كنم ، آن را بازپس نخواهى داد . گفت : به حقّ جدّت سوگند ، آن را مىدهم . فرمود : حدّ اول آن سرزمين عدن است . - چهره هارون برافروخت - ؛ حدّ دومش سمرقند است . - چهره هارون به تيرگى گراييد - حدّ سوّم آن آفريقا مىباشد . - رنگ هارون سياه شد - و حدّ چهارمش از ساحل دريا تا ارمنستان مىباشد . هارونگفت : بااينحساب چيزى براى ما باقىنمىماند . پس برخيز و بيا در مسندمنبنشين ! امام ( ع ) فرمود : در آغاز به تو گفتم كه اگر حدود آن را تعيين كنم ، آن را تحويل نخواهى داد . « 2 » اين بيان امام ( ع ) نيز صريح است در غصب خلافت از سوى هارون . دگرگونى پىدرپى رنگ چهره هارون و اين سخن وى كه بيا و بر مسند من بنشين ، همه گوياى اين بود كه مسألهء درخواست موسى بن جعفر ( ع ) تنها آن مزرعه محدود فدك نبود كه رسول خدا ( ص ) در زمان حيات خود به دخترش فاطمه ( ع ) بخشيد ، بلكه منظور همهء سرزمين اسلامى بود كه امارت و سرپرستى بر آنها حق اهل بيت پيامبر ( ص ) بود . ب - مدّعيان امامت : پيشواى هفتم ( ع ) در برابر مدعيان امامت نيز موضع گرفت و امامت آنان را نفى كرد . در ميان افرادى كه پس ازشهادت امام صادق ( ع ) ادعاى امامت كردند ، عبداللّه افطح از همهء آنان فعّالتر بود ؛ از اين رو سخنان و موضعگيريهاى امام ( ع ) دراين بخش ، بيشتر متوجه اوست كه در ذيل به دو نمونه - گفتارى و عملى - آن اشاره مىكنيم . هشام بن سالم مىگويد : به محضر موسى بن جعفر ( ع ) عرض كردم : عبداللّه مىپندارد بعد از پدرش « امام صادق ( ع ) » امام است ؟ امام ( ع ) فرمود : عبداللّه مىخواهد
تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 168
مساهمون: على رفيعى
ص١٦٨
هامش
( 1 ) - بدون شك ، انگيزه هارون از اين پيشنهاد بازگرداندن فدك نبود ؛ بلكه وى دنبال اهداف سياسى بود ، شايد مىخواست امام راآزمايش كند كه آيا در انديشهء حكومت است يا نه ؟ امتناع امام ( ع ) از پذيرش و قبول مشروط آن و در نهايت خوددارى هارون از تحويل آن به امام ( ع ) شاهد اين حقيقت است .
( 2 ) - مناقب ، ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 320 - 321 ؛ تذكرة الخواص ، ص 314 .