خدا پرستش نشود . « 1 » بنابر نقل مفضّل بن عمر ، امام كاظم ( ع ) پس از آنكه ديد برادرش عبداللّه افطح بناحق و بدون شايستگى ادعاى امامت مىكند ، فرمان داد هيزم زيادى وسط خانه جمع كردند ، سپس دستورداد عبداللّه با گروهى از بزرگان شيعه به منزلش دعوت شوند . چون دعوت شدگان گرد آمدند ، حضرت دستورداد هيزمها را آتش بزنند . وقتى شعلههاى آتش زبانه كشيد ، بر خاست و با لباسهاى خود در درون آتش نشست و ساعتى با حاضران صحبت كرد . آنگاه برخاست ، لباسهايش را تكان داد و به كنارى آمد و به برادرش عبداللّه فرمود : اگر مىپندارى كه بعد از پدرت امام هستى برخيز و آنجا كه من نشستم بنشين ! عبداللّه با شنيدن اين سخن ، رنگ ازچهرهاش پريد ، برخاست و به جاى رفتن به درون آتش ، در حالى كه ردايش بر زمين كشيده مىشد ، با شرمندگى از منزل امام ( ع ) بيرون رفت . « 2 »
2 - اثبات امامت خويش
دوّمين محور مهمّ فعّاليتهاى امام كاظم ( ع ) در حفظ و حراست از ميراث امامت ، اثبات امامت خود بود . آن بزرگوار در اين مرحله ضمن آنكه خود را در معرض امامت و جانشينى پدرش قرار داد و پاسخگوى مسائل و مشكلات دينى مردم بود و از آنان وجوه و بدهيهاى شرعى را قبول مىكرد و نمايندگان و وكلايى رابه بلاد مختلف مىفرستاد ، در موقعيّتها و مناسبتهاى مختلف - در حدى كه شرايط سياسى اجازه مىداد و مصلحت ايجاب مىكرد - به معرفى خود مىپرداخت و همگان را به امامت خويش فرا مىخواند . در درسهاى پيشين به اين دعوت صريح و عمومى آن حضرت از متحيران در امر امامت اشاره كرديم كه : « 3 » « لا الَى الْمُرْجِئَةِ ، وَ لا الَى الْقَدَرِيَّةِ وَ لا الَى الزَّيْدِيَّةِ وَ لا الَى الْمُعْتَزِلَةِ ، وَ لا الَى الْخَوارِجِ ، الَىَّ ، الَىَّ ، الَىَّ » « 4 » نه بسوى مرجئه ، نه قدريه ، نه زيديه ، نه معتزله و نه خوارج برويد ؛ بلكه بسوى من ، بسوى من ، بسوى من بياييد !