اساسىترين رسالت آن حضرت در اين مقطع حساس كه فرهنگ ناب اسلام از هر سو مورد تهاجم قرار گرفته بود ، پيگيرى و گسترش نهضت فرهنگى پدر بزرگوارش امام صادق ( ع ) بود . اين اقدام براى امام ( ع ) از چند جهت امرى لازم و ضرورى بود و نسبت به ديگر اقدامها اولويت و فوريت داشت .
1 - كار عظيم و عميق فرهنگى كه امامان پيشين - امام سجّاد و امام باقر عليهماالسّلام - شروع كرده بودند و امام صادق ( ع ) ابعاد تازه و گستردهاى به آن داده بود ، لازم بود دنبال شود و به نتايج مطلوبترى برسد ، رهاكردن اين حركت از سوى امام كاظم ( ع ) و امامان پس از آن حضرت چه بسا موجب هدر رفتن تلاشها و كوششهاى پيشوايان پيشين مىشد ؛ زيرا دستگاه خلافت عباسى در دوران امامت امام صادق ( ع ) به عمق حركت فرهنگى امامان و نقش ارزندهاى كه اين حركت در جهت بيدارى افكار مسلمانان در برابر افكار الحادى و انحرافى و نيز خطراتى كه براى حكومت آنان داشت ، پى بردند ، ازاينرو ، در جبههء رويارويى با امامان عليهمالسّلام بخش اعظمى از فعاليتهاى بازدارندهء خود را روى اين محور متمركز كردند . تنها هشيارى و تدابير مناسب و بموقع ائمه ( ع ) بود كه بسيارى از توطئههاى دشمن را در جلوگيرى از اين حركت ، خنثى مىكرد .
2 - امام صادق ( ع ) برغم كارشكنيها و محدوديتهايى كه دستگاه خلافت عباسى براى آن گرامى ايجاد كرده بود ، موفق شد تحولى فرهنگى در جامعه ايجاد كند و افراد و گروههاى زيادى را با فرهنگها و مليتهاى گوناگون از نقاط مختلف كشور اسلامى به مهد اسلام و شهر پيامبر ( ص ) جذب كند و آنان را كه تعدادشان بالغ بر چهارهزار نفر مىشد تحت تعليم و تربيت مكتب اهلبيت ( ع ) قرار دهد .
اين جمع مستعدّ و تشنهء حقيقت و شيفته عدالت كه به بهاى سنگين فراهم آمده بودند نمىبايد پس از فقدان و شهادت پيشوايشان پراكنده و طعمهء گرگان درنده و عقابان لاشخور شوند ؛ بلكه وظيفهء شرعى ايجاب مىكرد كه امام كاظم ( ع ) به عنوان حجّت خدا ، پيشواى امّت ، جانشين پدر و نزديكترين فرد به آن حضرت در ميان امت ، بر كرسى تدريس و تعليم و تربيت پيشواى ششم بنشيند و قافله سالار نهضت فرهنگى پدر بزرگوارش گردد و فرهنگ گسترده تشيّع را با آراء و نظرات خود غنىتر و پربارتر سازد .
تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 124
مساهمون: على رفيعى
ص١٢٤