حاضران سنگباران شد ، بى درنگ به مزدوران خود فرمان داد دَرِ مسجد را بسته ، هر فردى را بدون آنكه بگويد او كيست دستگير نمايند . سپس بر كرسىاى بر دَرِ مسجد نشست و چهارنفر ، چهارنفر را فرا خواند . تعداد سى يا هشتاد نفر از آنان را كه حاضر نشده بودند قسم ياد كنند كه آنان به سوى او سنگ نينداختهاند زندانى كرد ؛ سپس دستهاى همه را يك جا قطع كرد . « ابن اثير » پس از نقل اين حادثهء دردناك ، به جريان قتل « اوْفَى بْنِ حِصْن » ، نخستين فردى كه در كوفه به دست « زياد » به قتل رسيد ، اشاره مىكند . « 1 » « سَمُرة بن جُندَب » ، جانشين « زياد بن ابيه » در « بَصْرَه » دست به كشتار فروان زد . « ابن اثير » تعداد كشتگان را هشت هزار تن ذكر كرده است . « 2 » وى ، در سفّاكى و جنايت آنچنان بود كه وقتى « زياد » به او گفت : آيا مىترسى از اينكه بى گناهى را كشته باشى ؟ گفت : « اگر دوبرابر آنان را نيز مىكشتم وحشتى به خود راه نمىدادم » . « 3 » « ابُو سَوّار عَدَوىّ » مىگويد : « سَمُرَة در يك صبح 47 نفر از قوم مرا كه همگى حافظ قرآن بودند به قتل رسانيد » . « 4 » معاويه همهء زواياى كوفه و بصره را جستجو كرد و در اين دوشهر ، هر بزرگ قومى يا مردِ شمشير زنى يا خطيب توانايى يا شاعر باقريحهاى از شيعه را از مركز و قرارگاه خود بيرون آورد ، به زندان انداخت و دست او را به زنجير بست يا آواره و بى خانمانش ساخت و ياخون او را برزمين ريخت . « 5 »
تاريخ زندگانى امام حسن (ع) (فارسى) — صفحة 77
مساهمون: على رفيعى
ص٧٧
در قرارداد صلح ، فرازى كه امنيّت جانى امام حسن ( ع ) را تضمين مىكرد ، طبيعتاً مىبايد از خيانت دور تر و به موجب اوضاع و احوال جارى ، به رعايت ، سزاوارتر از ديگر موادّ باشد .
هامش
( 1 ) - الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 461 - 462 .
( 2 ) - همان ، ص 462 .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - همان .
( 5 ) - اقدامات شجاعانه ، بيانات افشاگرانه ، حركتهاى حق طلبانه و چگونگى شهادت يا شكنجه شدن اين مردان الهى و مدافعان خطّ ولايت وامامت ، به دست حاكميّت آن دوران ، در تاريخ ثبت است كه به دليل محدوديّت اين سلسله درسها از شرح حال اين رجال ، خوددارى مىكنيم .