« در معاويه چهار خصلت بود كه يكى از آنها براى هلاكت و بدبختى او كفايت مىكرد » . « 1 » 2 - گروههايى كه در قرارداد از آنان به صورتى ياد شده - چه آنان كه برايشان تقاضاى امنيّت جانى شده يا حقّ مالى خاصّى تعيين گشته بود - در مخالفت و دشمنى با معاويه پايدارتر شدند ؛ زيرا در عمل ، واقعيّت ايمان ، اخلاق و رفتار ضد اسلامى معاويه برايشان آشكار شد و او را دشمنى خوانخوار يافتند كه به هيچ اصل و تعهّدى پايبند نيست . 3 - جناياتى كه معاويه پس از زير پانهادن تعهدات خويش مرتكب شد ، هر يك عامل جداگانهاى بود كه با زمينهء قبلى طرح و نقشه حساب شده امام حسن ( ع ) ، كار معاويه را به رسوايى كشانيده ، حيثيّت به ظاهر آراستهء او را بر باد داد . امام مجتبى ( ع ) گرچه مهلت نيافت پابه پاى نقشهها و طرحهاى خود پيش رفته آنها را عملى سازد ، امّا امام حسين ( ع ) راهش را دنبال كرد . نهضت جاويدان كربلا در حقيقت ادامه نقشه كلّى امام مجتبى ( ع ) بود كه تاريخ بنىاميّه را چون لكّه سياهى براى هميشه قرين ننگ و عار ساخت . پس از واقعهء كربلا نيز همواره اين طرح گسترده و دراز مدّت توسطّ امامان و ياران آنان دنبال شد و « امويگرى » در قاموس مسلمانان به معناى « حكومت ستمگر و بى اعتنا به نواميس دينى » معرّفى شد ؛ بهگونهاى كه هرجا پرچمى بر ضدّ بنىاميّه به اهتزاز در مىآمد صدها و هزاران نفر گرد آن جمع مىشدند . قيام « زيد بن على بن الحسين ( ع ) » عليه حكومت امويان ، نمونه بارز خشم و نفرت تودههاى ستمديده و مسلمانان آگاه و دلسوز از اين خدا بىخبران است .
تاريخ زندگانى امام حسن (ع) (فارسى) — صفحة 76
مساهمون: على رفيعى
ص٧٦
چهرهاى كه معاويه پس از صلح در برابر سران شيعه به خود گرفت ، چهرهء دشمن انتقامجويى بود كه نه ترحّم داشت و نه ملاحظهء عهد و ميثاق مىكرد .
هراس او از تبليغات مؤثّر اين بزرگان ، در كوشش فراوان او نسبت به آزار و تبعيد و قتل ايشان متجلّى بود .
« زياد » در نخستين سخنرانى خود پس از عهدهدارى حكومت كوفه پس از آنكه از سوى
هامش
( 1 ) - براى آگاهى از تفصيل اين جريانات به الكامل فى التاريخ . ج 3 ، ص 487 و 495 و مقاتل الطالبيّين ، ص 45 رجوع كنيد .