علل و عوامل صلح
به طور كلى سه عامل نقش اساسى در انعقاد صلح داشت :
الف - خيانت خواصّ
فاجعهء فرار عبيدالله بن عباس كه فرار دو سوم سپاه مَسْكِنْ را به دنبال داشت ، ضربه مهلكى بود كه آمادگى جهاد را از امام ( ع ) و ياران اندكش سلب كرد . يعقوبى مىنويسد : معاويه كسى نزد عبيدالله فرستاد و براى او يك ميليون درهم معين كرد و او با هشت هزار نفر از يارانش به معاويه ملحق شد . « 1 » فرار هشت هزار نفر از دوازدهم هزار نفر از سپاه ، آن هم به همراهى پسر عمّ امام ( ع ) ، روحيه تمرّد و نافرمانى را در باقيمانده سپاه مسكن و از آنجا به سپاه مدائن گسترش داد .
ب - ضعف معنوى سپاهيان
فرار امثال عبيدالله و نيز اشراف و رؤساى قبائل ، روحيه و نيروى معنوى را كه رمز اصلى پيروزى است ، بيش از پيش از پيروان آن حضرت زائل نمود و آنان نيز تصميم به فرار گرفتند .
محقق عاليقدر آل ياسين در بارهء سطح روحيّه سپاه امام ( ع ) بعد از فرار عبيدالله مىگويد :
امام حسن ( ع ) در مسكن بازماندهاى از سپاه اصلى خود داشت كه پس از خيانت فرمانده و فرار هشت هزار نفر از سربازان ، فقط يك معجزه مىتوانست در آنها روحيه و نيروى معنوى بدهد . در مدائن هم مجموعهاى از اشباح مىزيستند كه اغتشاشات عداوتآميز و پياپى آنان از مقاصد پليدشان خبر مىداد . به دست آنان نه اميد خوابانيدن فتنه مىرفت ؛ و نه گمان اقدام به كارهاى بزرگ يا ادارهء ميدان جنگ . « 2 »
ج - نابرابرى دو سپاه
سپاه امام ( ع ) علاوه بر ضعف معنوى و كيفى ، از نظر كمّى نيز با سپاه شام موازانه نداشت .
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 214 .
( 2 ) . صلح الحسن ، ص 173 .