تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام حسن (ع) (فارسى) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١

« چه رفتار زشتى ! چرا به پيشوا و فرزند پيامبرتان پاسخ نمىدهيد ؟ ! . . . مگر از خشم خدا نمىترسيد و از ننگ و عار انديشه نداريد ؟ » آنگاه رو به امام كرد وگفت : خداوند راههاى پيروزى را به تو بنماياند وازناخوشىها بركنارت دارد وپيوسته توفيقت دهد . سخنانت را شنيدم و فرمانت را گردن نهادم . . . من هم اكنون به اردوگاه مىروم هر كس دوست دارد با من بيايد . پس از او چند نفر ديگر نيز طىّ سخنانى به تشويق و تحريك مردم پرداختند وآمادگى خود را براى جنگ اعلام كردند . « 1 » امام ( ع ) ، « مُغيرة بن نَوْفَل » را به سمت فرماندارى كوفه گماشت و خود همراه نيروها به « نُخَيْلَه » رفت . به « مُغيره » دستور داد مردم را بسيج كرده به اردوگاه كوچ دهد . امام ( ع ) ده روز در « نُخَيْله » ماند . در اين مدّت تنها چهارهزار نفر گرد آمدند . امام ( ع ) به كوفه بازگشت تاباقى ماندهء نيروها را كوچ دهد . در خطبه‌اى كه بدين منظور ايراد كرده آمده است : شگفتا از گروهى كه نه شرم دارند و نه دين . اگر من خلافت را به معاويه واگذار كنم سوگند به خدا ، هيچ‌گاه - با وجود بنى اميّه - روى رستگارى را نخواهيد ديد . . . . « 2 » تعداد كسانى كه پس از اين نطق ، به امام ( ع ) پيوسته به طور دقيق معلوم نيست . امام مجتبى ( ع ) از « نُخَيْلَه » به « دَيْر عبدالرّحمن » رفت . در آنجا سه روز ماند تا همهء نيروها گرد آمدند . « 3 »

تعداد سپاهيان امام ( ع )

عدد سپاهيان رسمى كوفه در اواسط قرن اوّل ، چهل هزار بود ؛ همان رقمى كه
هامش
( 1 ) - ر . ك . مقاتل الطالبيين ، ص 39 و حياة الامام الحسن ( ع ) ، ج 2 ، ص 71 - 74 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 44 ، ص 44 .
( 3 ) - همان ، ص 51 .