3 - دستور داد دو نفرى را كه براى معاويه جاسوسى مىكردند اعدام كنند . « 1 » اين اقدام ، در سركوبى روح فتنه جويى و آشوب طلبى - كه عناصر زيادى ازمردم بصره و كوفه بدان گراييده بودند - به مقدار زيادى مؤثّر بود . 4 - علىرغم اصرار بعضى از نيروهاى عراق به ويژه خوارج ، برجنگ با معاويه در نخستين روزهاى حكومت آن حضرت ، جنگ را به تأخير انداخت و درآن شرايط ، اين يگانه تدبير صحيح و موافق مصلحت بود . 5 - پيش از آغاز نبرد با معاويه با نوشتن نامه و فرستادن پيغام ، موقعيّت او را متزلزل كرد و از اشتباهات و مغلطه كاريهاى او - كه در نامههايش به امام حسن ( ع ) و نيز در نوشتههاى آن حضرت به معاويه منعكس شده بود - پروندهاى فراهم آورد كه چهرهء ناشناختهء معاويه را به مردم شناساند و براى امام مجتبى ( ع ) در برابر افكار عمومى ، زمينهء معقول و موجّهى براى جنگ با وى درست كرد . « 2 »
تاريخ زندگانى امام حسن (ع) (فارسى) — صفحة 48
مساهمون: على رفيعى
ص٤٨
معاويه با انتقال خلافت به امام حسن ( ع ) به دست و پا افتاد ؛ زيرا مىدانست امام ( ع ) داراى موقعيّت و محبوبيّت ويژهاى در ميان مردم است .
از سوى ديگر مىدانست اماممجتبى ( ع ) از روش رسول خدا ( ص ) و پدرش اميرمؤمنان ( ع ) در لزوم نبرد با سركشان ، هرگز عدول نخواهد كرد . از اين رو ، شورايى تشكيل داد و ياران خود را از موقعيّت خطيرى كه پيش آمده آگاه ساخت . سپس با نظر آنان تصميمات ذيل را اتّخاذ كرد .
1 - اعزام نيروهاى اطّلاعاتى به قلمرو حكومت امام حسن ( ع ) ؛ بهويژه كوفه و بصره ، تا معاويه را نسبت به ميزان وفادارى مردم به امام ( ع ) مطلع سازند و نيز در ميان مردم به سمپاشى بپردازند .
هامش
( 1 ) - براى آگاهى از تفصيل اين جريان به الارشاد ، ص 188 - 189 رجوع كنيد .
( 2 ) - برگرفته شده از صلح الحسن ، ص 77 - 78 .