تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام حسن (ع) (فارسى) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠

و آخرين پاسخى كه به فرستادگان امام حسن ( ع ) داد اين بود : برگرديد ! ميان ما وشما به جز شمشير نيست . « 1 » معاويه در پى اين تهديدها دست به اقدام عملى زد و دست اندازى و تجاوز به قلب سرزمينهاى اسلامى تحت قلمرو امام ( ع ) را آغاز كرد و در پيشروى به سوى عراق تا پل « مَنْبِجْ » « 2 » رسيد . « 3 »

اعلام جهاد

امام مجتبى ( ع ) با آگاهى از خبر تجاوز معاويه به قلمرو و حكومت خود ، اعلام جهاد كرد . « حجر بن عدىّ » را به سوى فرمانداران و كارگزاران خود در شهرها فرستاد تا فرمان جهاد را به آنان برساند . امام ( ع ) دركوفه به بسيج مردم پرداخت و آنان را به جهاد دعوت كرد . در قسمتى از خطابهء امام ( ع ) آمده است : « همانا خداوند « جهاد » را بربندگان واجب كرد و آن را براى شما ناخوشايند ناميد . « 4 » و شما اى مردم ، به آنچه دوست مىداريد نمىرسيد مگر به وسيلهء پايدارى و صبر بر آنچه مكروه مىداريد . شنيده‌ام معاويه پس از اطّلاع از تصميم ما بر جنگ ، بدين سوى راه افتاده است . پس شما نيز به اردوگاهتان در « نُخَيْلَه » درآييد » . مردم ، سكوت كردند . « عدىّ بن حاتم » از خاموشى مردم بر آشفت و در يك سخنرانى مهيّج ضمن نكوهش مردم ، آنان را به يارى امام مجتبى ( ع ) دعوت كرد وگفت :

هامش
( 1 ) - همان ، ص 26 .
( 2 ) - شهر قديمى بزرگى است كه تا فرات ، سه فرسنگ و تا حلب ده فرسنگ فاصله داشت . ( معجم البلدان ، ج 5 ، ص 205 )
( 3 ) - مقاتل الطالبيين ، ص 39 .
( 4 ) - اشاره به آيه 214 از سوره بقره است : « كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَهُوَكُرْهٌ لَكُمْ » .