معاويه ، لشگرى به جنگ « عبيداللّه » فرستاد ؛ ولى كارى از پيش نبرده مجبور به عقب نشينى شدند . معاويه كه در نبرد « صفيّن » ضرب شست نيروهاى عراق را چشيده بود ، پس از اين زورآزمايى ابتدايى ، درصدد تكرار تجربهء « صفيّن » و اعمال نيرنگ برآمد . اما اين بار در قالبى ديگر . چون شب شد پيكى نزد « عبيداللّه » فرستاد كه « حسن بن على » به من پيشنهاد صلح داده و امر خلافت را به من واگذار كرده است . تو نيز اگر تحت فرمان من درآيى ، فرمانروا خواهى بود و يك ميليون درهم به تو خواهم داد كه نيمى از آن را هم اكنون مىپردازم و نيم ديگر را پس از ورود به كوفه . « عُبَيْدُاللّه » فريفتهء هدايا و وعدههاى معاويه شد و شبانه به وى پيوست . « 1 » با فرار « عبيداللّه » ، « قيس بن سعد » فرماندهى را بر عهده گرفت و ضمن تقبيح عمل خائنانهء « عبيداللّه » سپاهيان را به پايدارى و جهاد با دشمن توصيه كرد . « 2 » سپس گزارش جامعى از فرود آمدن دو سپاه در ناحيهء « مسكن » و برخورد آنان و خيانت « عبيداللّه » نوشت و براى امام ( ع ) فرستاد . « 3 »
تاريخ زندگانى امام حسن (ع) (فارسى) — صفحة 54
مساهمون: على رفيعى
ص٥٤
الف - چرا امام حسن ( ع ) ميدان را براى عناصر نامطلوب بازگذارد و نسبت به تصفيهء سپاه از وجود آنان اقدامى نكرد ؟
در پاسخ ، توجه به چند نكته ضرورى است :
1 - امام حسن ( ع ) دچار مشكلاتى بود كه با توجّه به آنها نمىتوانست اقدام به تصفيه كند ، همانگونه كه اميرمؤمنان ( ع ) دچار چنين وضعى بود .
رسول اكرم ( ص ) نيز در بعضى مراحل نهضت ، چنين وضعى داشت . به عنوان نمونه :
نيروهاى اسلام در جريان نبرد « حنين » از ده هزار نيروى مدنى و دو هزار تازه مسلمان مكّى تشكيل شده بود . بسيارى از مكّيان - كه به ظاهر اسلام آورده بودند - به انگيزهء
هامش
( 1 ) - يعقوبى درتاريخ خود ، ج 2 ، ص 214 نوشته : عبيداللّه با هشت هزار نفر ازنيروهايش به معاويه پيوستند .
( 2 ) - ر . ك . شرح نهجالبلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 42 .
( 3 ) - الارشاد ، ص 190 .