ه - پيروان رؤساى قبايل اين گروه ، كوركورانه و بدون اراده ، مجرى فرمان بزرگان و رؤساى قبيلهء خود بودند . محرّك آنان در اين امر ، عصبيّت قومى و قبيلهاى بود نه بينش و آگاهى . بيشتر رؤسا و سران نيز همچون « اشعث بن قيس » ، « عمرو بن حجّاج » ، « حجّار بن ابجر » و . . . در نهان با معاويه ارتباط داشته از او دستور مىگرفتند . « 1 » و - شيعيان در كنار اين عناصر مخالف و فتنه جو ، شيعيان بودند و در ميان آنان جمعى از بازماندگان مهاجر و انصار نيز حضورداشتند كه در دوران حكومت اميرمؤمنان ( ع ) در كوفه مسكن گزيده بودند . چهرههاى برجستهء شيعه در كوفه عبارت بودند از : « قيس بن سعد بن عباده » ، « حُجر بن عدىّ » ، « عَمرو بنِ حمق خُزاعى » ، « سعيد بن قيس هَمْدانى » ، « حبيب بن مُظاهر اسدى » ، « عدىّ بن حاتم » ، « مسيّب بن نَجبه » ، « زياد بن صعصعة » و . . . . « 2 » در چنين محيط آشفته و آكنده از تمايلات و عقايد گوناگون ، براى امام حسن مجتبى ( ع ) آيندهء كار پنهان نبود ، ولى چون در آغاز راه بود ، ناگزير مىبايست برنامهء كار خود را براى مردم بيان كند ، امّا اين كار را با احتياط انجام دهد . امام ( ع ) در آن موقعيّت بحرانى به قدرى حكيمانه و مدبّرانه عمل كرد كه بهتر از آن در چنان وضعى امكان پذير نبود . اينك چند نمونه : 1 - در مراسم بيعت ، از قبول هرگونه قيد و شرطى استنكاف كرد و از همه به شرط شنوايى و فرمانبرى در جنگ و صلح ، بيعت گرفت . « 3 » 2 - حقوق جنگجويان را صد در صد افزايش داد . « 4 » اين اقدام در افزايش قدرت و محبوبيّت آن حضرت و نيز جذب تعداد بيشترى از مردم براى پيوستن به نظاميان ، تأثير بسزايى داشت .
تاريخ زندگانى امام حسن (ع) (فارسى) — صفحة 47
مساهمون: على رفيعى
ص٤٧
هامش
( 1 ) - حياة الامام الحسن ، ج 2 ، ص 84 .
( 2 ) - صلح الحسن ( ع ) ، ص 73 .
( 3 ) - ترجمة الامام الحسن ( ع ) ، ابن عساكر ، ص 174 .
( 4 ) - شرح نهجالبلاغه ، ابن ابىالحديد ، ج 16 ، ص 33 .