بر اين أساس ، عيسى مسيح ( ع ) به عنوان مجاهد راستين راه عدالت ودرستى ومبشّر ومنادى رهايى امّتهاى تحت ستم ومستضعف از بيداد وستم طاغوتها ، هم خود مبارزهء جّدى وخستگى ناپذيرى را با كجروىها ، ستم وبيدادگرىها آغاز كرده بود وهم از پيروان وشاگردانش مىخواست تا در برابر سردمداران كفر وصاحبان زر وزور وتزوير ، ايستادگى كرده وسر تسليم ، فرود نياورند . به عنوان نمونه ، آن حضرت در بخشي از يك موعظهء طولانى كه در أبواب 5 ، 6 و 7 از إنجيل متّى آمده است - خطاب به مردم به ويژه تماشاگران ويارانش فرمود : « خوشحال باشيد چون شما را فحش گويند وجفا رسانند وبه خاطر من هر سخن بدى با شما ، كاذبانه گويند . خوش باشيد وشادى عظيم كنيد ؛ چون اجر شما در آسمان ، عظيم است . زيرا همين گونه بر انبياى قبل از شما نيز جفا مىرسانيدند . « 1 » از ايشان ( دشمنان ) مترسيد ، زيرا چيزى مستور نيست كه مكشوف نگردد ونه مجهولي كه معلوم نشود . آنچه در تاريكى به شما مىگويم در روشنايى بگوييد وآنچه در گوش شنويد بر بامها موعظه كنيد ؛ واز قاتلان جسم كه قادر بر كشتن روح نىاند بيم مكنيد ، بلكه از أو بترسيد كه قادر است برهلاك كردن روح وجسم را نيز در جهنّم . . . » « 2 » مىدانيم كه مسيحيان به نشانهء مصلوب شدن عيسى مسيح ( ع ) در راه گناهان بشر ، صليبى به گردن مىآويزند . امّا از إنجيل ، بر مىآيد كه خود حضرت عيسى ( ع ) بارها گفته بود كه پيرو واقعي أو كسى است كه « صليب خود » را بردارد وبه دنبال من بيايد ؛ « . . . هر كه صليب خود را بر ندارد واز عقب من نيايد نمىتواند شاگرد من گردد . » « 3 » هر كه خواهد از عقب من آيد خويشتن را انكار كند وصليب خود را برداشته ، مرا متابعت نمايد ، زيرا هر كه خواهد جان خود را نجات دهد آن را هلاك سازد وهر كه جان خود را به جهت من وإنجيل برباد دهد آن را برهاند . » « 4 » از اين سخنان مىتوان به روشنى دريافت كه سابقهء آويختنِ نشان صليب ، به دوران زندگى آن حضرت ، بر مىگردد ، ونبايد آن را نشانهء مصلوب شدن أو دانست . بلكه اين سنّت بايد به « انكار
اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 80
مساهمون: عليرضا على نورى
ص٨٠
هامش
( 1 ) - إنجيل متّى ، باب پنجم ، جملههاى 11 - 13 .
( 2 ) - إنجيل لوقا ، باب دوازدهم ، جملههاى 2 - 12 .
( 3 ) - إنجيل لوقا ، باب چهاردهم ، جملهء 27 .
( 4 ) - همان ، باب نهم ، جملههاى 23 - 25 ؛ إنجيل مرقس ، باب هشتم ، جملههاى 34 - 37 .