هارون ( ع ) كه پيش از أو به ديار باقي شتافته بود ، « 1 » به لقاى محبوب حقيقي وهم سخن ورازگوى دوران هجران وحرمان خود ، خداى يكتاى مهربان پيوست . « 2 »
دوران پادشاهان
پس از حضرت موسى ( ع ) ، « يوشع بن نون » وصى وجانشين أو گرديد . وى بني إسرائيل را به سوى كنعان وفلسطين ، روانه ساخت . اما آنها نتوانستند به راحتى وبا سرعت ، وارد شهرهاى كنعان شوند ؛ زيرا با مقاومت دليرانهء مردم آن نواحي مواجه شدند .
روزگارى به اين سان گذشت . بني إسرائيل كه هنوز تشكيلات حكومتى منسجم ونهادهاى سياسي - اجتماعي قوى نداشتهاند ، به اين فكر افتادند كه براي تقويت بنيهء دفاعى وتمركز نيروها براي ستيز با دشمنان وحلّ مشكلات ومعضلات اجتماعي خويش ، سيستم حكومتى را پايهريزى كنند . بر اين أساس از شموئيل كه آخرين قاضى از سلسله قضات بني إسرائيل محسوب مىشود ، خواستند تا شخصي را به عنوان رئيس حكومتى وبه اصطلاح ، سلطان وپادشاه بر آنها بگمارد . أو كه تحقق اين خواسته را به مصلحت آنها نمىدانست در آغاز از انجام آن ، سرباز زد ، ولى چون آنان بر خواستهء خويش اصرار مىورزيدند ، ناگزير كسى به نام « شاؤل بن قيس » ( طالوت ) از أسباط بنيامين ( برادرتنى حضرت يوسف ( ع ) ) ، كه جوانى شجاع ودلير بود را به فرمانروايى بر بنىاسرائيل ، برگزيد . شاؤل ، سرانجام در جنگ با فلسطينيان كشته شد .
اين دوران كه با پادشاهى شاؤل ، آغاز گشته بود در تاريخ بني إسرائيل به نام « دوران پادشاهان » معروف است . در زمان حكومت شاؤل أوضاع سياسي - اجتماعي بني إسرائيل تا اندازهاى سامان ونظم وانتظام يافت .
پس از آن كه شاؤل در يكى از اين جنگهاى شديد با برخى أقوام غير سامى
و
هامش
( 1 ) - ر . ك تاريخ پيامبران ، ( ترجمهء حياة القلوب ) ، ج 1 ، علامه محمد باقر مجلسي ، ص 797 - 798 ، انتشاراتسرور ، قم .
( 2 ) - در نوشتن اين بخش از تاريخ جامع أديان ، ص 331 - 336 ؛ خلاصه أديان ، ص 120 - 126 نيز استفاده شده است .