آنان اين گونه زبان به شكوه واعتراض گشودند . با اين كه به گواهى تورات وقرآن كريم خداوندبه درخواست حضرت موسى وهارون ( ع ) « مائدههاى » آسمانى مانند « منّ » و « سلوا » وغير آن براىشان فرو فرستاد ، وچشمه سارها در زير پاى آنها جارى ساخت ، ابرها بر آسمان ظاهر ، باران بر آنها بارانيد ونيز بنا به تصريح قرآن ، خداوند مهربان حتى ابرها را پيوسته بر آسمان بالاى سرشان مستقر مىكرد تا از سايه آن ، استفاده كرده ، از آفتاب سوزان وگرماى بيابان ، مصون بمانند ؛ ودهها عنايات خاص ديگر ، به حدى كه أوضاع ، بر وفق مراد بني إسرائيل گرديد . « 1 » امّا نه اشتهاى اين قوم سركش وبهانه جو ، سيرى بردار بود ، ونه در خواستها وخواهشهاى آنها پايانپذير ومحدود شدني ! از اين رو ، تقاضاها ودر خواستهاى بىجاى آنان از موسى وهارون ( ع ) ادامه يافت ، كه به جا آوردن همهء آنها نه به مصلحت شان بود ونه امكان تحقق عقلي ومنطقي داشت . يكى از اين خواهشها ، تقاضاى رؤيت خدا با چشم بود كه با توجه به اين كه خداوند ، جسم نيست تا با چشم ، ديده شود ، هر چه موسى وهارون ( ع ) گفتند كه تحقق چنين در خواستى عملي نبوده ومحال است ، به گوش آنها فرو نرفت . تا سرانجام اين تقاضا موجب غضب الهى ، وسبب نزول عذاب آسمانى شده بود . « 2 » از وقايع مهم ، ويا اين كه مهمترين واقعه ورخداد دوران رسالت حضرت موسى ( ع ) اين بود كه آن حضرت پس از سر وسامان دادن أوضاع آشفته وزندگى از هم پاشيدهء بني إسرائيل ، فراغتى يافت تا به دعوت محبوبش خداى يكتا به كوه طور رود ، ودستورها وبرنامههاى دينىاش را از سرا پرده غيب ، دريافت كند . به اين منظور به الهام الهى به بالاى كوه رفت ؛ وفرامين الهى را كه بر ( دو طرف ) دو لوح منقوش بود ، برگرفت وبه ميان قوم خود جهت ابلاغ پيام وحيانى رسالت خويش بازگشت ، ولى مردم را ديد كه در ميان خود گوساله زرينى را قرار دادند وبه رقص وپايكوبى مشغولند . خشمناك شد ولوحها را به زمين انداخت ، لوحها شكست وخورد گرديد . موسى ( ع ) گوساله زرين را گرفت وخورد
اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 40
مساهمون: عليرضا على نورى
ص٤٠
هامش
( 1 ) - ر . ك تورات ، سفر خروج ، باب شانزدهم ؛ قرآن كريم ، سورهء بقره ، آية 57 ، أعراف ، آيههاى 160 - 161 .
( 2 ) - ر . ك . سورهء بقره ، آيات 54 - 61 ؛ طه ، آيات 85 - 97 ؛ نساء ، آية 153 .