به سبب نازا بودن زنش سارا ، با كنيزى از اهالى مصر به نام « هاجر » ازدواج كرد ودر اثر دعا به درگاه خداوند متعال از أو صاحب فرزندى به نام « إسماعيل » شد . در 100 سالگى هم در اثر دعاى أو ، ساره حامله شد و « إسحاق » ، فرزند دومش نيز به دنيا آمد . « 1 » خداوند براي امتحان إبراهيم ، ( ع ) دستور فرمود إسحاق را كه وارث عهد أو بوده است بر بالاى كوهى برده ، قرباني كند . إبراهيم ( ع ) چنين كرد . ناگاه از آسمان ، ندايى رسيد كهاى إبراهيم ! دانستم كه فرمان مرا أطاعت كردى ؛ به جاى اين كودك ، قوچى را كه براي تو فرستادم در راه من ، قرباني كن . « 2 » اين وقايع پس از خروج آن حضرت از مصر در صحراى عربستان ، اتفاق افتاده است ، وحضرت إبراهيم ، هاجر وإسماعيل را در حجاز رها مىكند . مطابق روايت تورات ، حضرت إبراهيم ( ع ) در سن 175 سالگى وفات مىكند ؛ ورهبرى عبرانيان به إسحاق ، منتقل مىشود . « 3 » « 4 »
هجرت به مصر
يعقوب ، دوازده پسر داشت كه ايشان را أسباط ( جمع سبط ) مىخواندهاند . « 5 » يوسف يكى از اين أسباط دوازده گانه بود ، كه از كنعان به مصر برده شد ؛ وطبق داستان پر ماجرايى كه هم در تورات آمده وهم در قرآن كريم ، سرانجام عزيز مصر گرديد . پس از مدتي پدرش يعقوب وفرزندانش به مصر ، مهاجرت كردهاند ؛ واز اين زمان بود كه فرزندان يعقوب در مصر به « بني إسرائيل » يعنى پسران إسرائيل ( يعقوب ) ملقب شدهاند ؛ ودوازده پسر يعقوب ، هسته مركزى اين قوم را به وجود آوردهاند . علّت مهاجرت يعقوب وفرزندانش به مصر كه در واقع دومين سفر وهجرت يهوديان