فصل دوم : يهود
دربارهء واژهء يهود نوشتهاند : يهود از فعل « هاد يهود » به معناى « تاب يتوب » يعنى هدايت يافتن از طريق توبه كردن - پس از گوساله پرستى - است . يا به علّت انتساب به « يهودا » فرزند بزرگ حضرت يعقوب به اين نام ، شهرت يافتهاند . « 1 » همچنين يهوديان را « بني إسرائيل » نيز مىگويند ، وإسرائيل نام يعقوب پيامبر ( ع ) است ؛ پس بني إسرائيل ، يعنى فرزندان يعقوب پيامبر . نيز آنها را « كليميان » يا « موسويان » مىگويند ؛ و « كليم » لقب حضرت موسى ( ع ) است ، چون آن حضرت ملقب به موسى كليم الله بود ، آن هم به خاطر هم سخن شدن با خدا وگفت وگو با اوست ؛ ومعناى موسويان هم روشن است ، وآن يعنى منسوب به حضرت موسى ، كه هر دو نام ، نمايانگر پيروى يهوديان از شريعت حضرت موسى ( ع ) است . يهوديان پيوسته اصرار مىورزند كه پيوندى ناگسستنى ميان نژاد ، خاك ودين يهود ، وجود دارد ؛ وبر اين أساس ، در أدبيات ملى وديني آنها از « ارض موعود » وسرزمين آبا واجدادى ، سخن مىرود ، كه بنا به ادّعاى آنان كنعان وفلسطين مىباشد . « 2 » « 3 » نيز آنها در طول تاريخ كوشيده ومىكوشند تا عامل نژاد را در گرايش ديني خود مؤثّر ، اعلام كنند ، وبر أساس اين پندار است كه از تبليغ وارائهء مذهب يهودي در ميان ساير ملل ،