أقامت ودعوتش را مناسب نديده بود ، به ناچار به سرزمين كنعان وفلسطين ، مهاجرت كرده است . شيوهء كار تبليغى آن حضرت ، چنين بوده كه بر أساس رسالت الهى ، پيوسته ودر همه جا ، همهء أقوام وقبايل - از جمله قبيلهء كوچك سامى نژاد خويش را كه سپس « عبرانيان » و « يهوديان » نام گرفتهاند - به دورى وترك عبادت اجرام آسمانى وبتان واداشته ، وبه آيين حنيف توحيد ويكتاپرستى وپرستش ونيايش ذات پاك خداى واحد ، فرا مىخوانده ؛ ودر اين راه سختىها ورنجها وهجران فراوانى را متحمّل شده است . مطابق روايت تورات ، مهاجرت حضرت ابراهيماز شهر « أور » به « حرّان » و « كنعان » در زمان « امرافل » ، پادشاه شنعار كلده كه ظاهراً همان حامورابى ( حمورابي ويا همورابى ) ، مقنن معروف بابل است انجام گرفته است . هنگامى كه حضرت إبراهيم ، 99 سأله بود ، خداوند بر أو آشكار شد ( وتجلّى كرد . ) « 1 » گفت : من هستم خداى قادر مطلق ، پيش روى من بخرام وكامل شو ، وعهد خويش را در ميان خود وتو خواهم بست وتو را بسيار بسيار كثير خواهم گردانيد ، تا تو را وبعد از تو ، ذريّت تو را خدا باشم ، وزمين غربت تو ، يعنى تمام زمين كنعان را به تو وبعد از تو ، به زادگان وفرزندان تو دهم . « 2 » نام تو بعد از اين ابْرام خوانده نشود بلكه نام تو إبراهيم خواهدبود ؛ زيرا كه تو را پدر امتهاى بسيار گردانيدم . امّا تو ، عهد مرا نگهدار ، وبعد از تو هر ذكورى از شما بايد ختنه شود و . . . » « 3 » ( از آن تاريخ « ختان » ميان يهوديان وسپس مسلمانان ، سنّت رايج وپسنديده گرديده است ، ولى مسيحيان از آن ، عدول كردهاند ) . حضرت إبراهيم پس از چندى با همسر وعشيرهء خود ، رهسپار مصر گرديد . إبراهيم
اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 33
مساهمون: عليرضا على نورى
ص٣٣
هامش
( 1 ) - خداوند آشكار شدني نيست ، شايد مراد اين باشد كه أنوار الهى بر قلب أو تابيدن گرفته بود .
( 2 ) - از اين گونه روايات در تورات زياد است ، حتى در برخى روايات از ارض موعود يعنى كنعان وفلسطين سخنمىرود ، كه تنها دليل صهيونيستهاى اسرائيلى در ادّعاى مالكيت بر سرزمين قدس شريف است . علاوة بر اين كه در صحّت اين گونه روايات تورات بايد شك كرد ، بر فرض صحّت ، اعراب مسلمان كه از نسل إسماعيل هستند نيز جزو نوادگان وفرزندان إبراهيم خليل ( ع ) به شمار مىروند ، ودر نتيجة مشمول اين آية از تورات نيز مىباشند .
( 3 ) - فرازهايى از عهد عتيق ، سفر پيدايش ، باب هفدهم .