تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
پذيرفت ولى چون پذيرش اين صفات مستلزم تشبيه وتجسيم بود كه عقل آن را دربارهء خدا نمىپذيرد قيد « بلا كيف » و « بلا تشبيه » را اضافه نمود وگفت : خداوند دست دارد ، اما بدون كيفيت وتشبيه ، يعنى كيفيت دست انساني را ندارد وشبيه آن نيست . نيز أهل حديث به قديم بودن قرآني كه تلات مىشود قائل بودند ، ولى ديدگاه اشعرى در اين مورد اين شد كه كلام نفسي قديم است ، اما كلام لفظي حادث بوده واز كلام نفسي حكايت مىكند . اكنون به بررسى بعضي از عقايد اشاعره مىپردازيم :

ديدگاه اشاعره دربارهء توحيد صفاتى

اشاعره قائلند كه صفات ذاتيه‌اى نظير علم ، قدرت وحيات به وجودي مغاير با ذات الهى موجودند يعنى همان‌گونه كه مفهوم لفظ علم وقدرت غير از مفهوم لفظ جلاله « الله » است ، در مصداق خارجي نيز غير همديگر مىباشند « 1 » ؛ جز اين كه اين صفات همراه با ذات الهى هستند وتفاوت صفات خداوند با صفات آفريدگانش ، در قديم وحادث بودن است ودلايلى دارند كه به بعضي اشاره مىشود : أبو الحسن اشعرى گفته : توصيف خدا به عالم بودن خالى از دو صورت نيست : يا بنفسه عالم است وعلمش عين ذات است يا عالم است به علمي كه محال است عين ذات خدا باشد . در صورتي كه بخش أول صحيح باشد ، ديگر نمىتوان أو را به عالم بودن توصيف كرد زيرا بر خود علم عالم اطلاق نمىشود وعالم نيز علم نيست چون صفت از قيام عرض به ذات انتزاع مىشود وبه ذات داراى علم ، عالم اطلاق مىگردد . وبا بطلان بخش أول ، صحت بخش دوم متعين است . « 2 » پاسخ : منظور از عينيت صفات با ذات اين است كه يك وجود بسيط هست كه

هامش
( 1 ) - در برابر مكتب أهل بيت عليهم السلام مبنى بر عينيت ذات با صفات ومشهور معتزله كه قائل بودند ذات خداوند از صفاتى نظير علم ، قدرت و . . . نيابت مىكند يعنى چنين صفاتى در ذات خدا وجود ندارد ، اما آثاري كه از آنها متوقع است بر ذات بارىتعالى مترتب است . به‌عنوان مثال اثر علم الهى اتقان آفرينش است وخداوند به ذات خود ، اتقان را در امر آفرينش إعمال كرده است بدون اينكه وصف علم در أو موجود باشد . ر . ك : الملل والنحل ، سبحانى ، ج 2 ، ص 82 - 84 .
( 2 ) - ر . ك : الملل والنحل ، سبحانى ، ج 2 ، ص 88 ، به نقل از اللمع أبو الحسن اشعرى .