بودند ؛ آنان براي تحفظ بر أصل خالقيتِ خداوند « 1 » بر همه چيز ، گفتند : افعال بندگان نيز همانند همهء موجودات بهطور مباشر ومستقيم ، آفريده ومخلوق خداست واگر بگوييم خداوند در كار بندگان دخالتى ندارد وآنان خود فاعل كارهايشان مىباشند به شرك در خالقيت وفاعليت دچار شدهايم . معتزله گفتند : انسان در هستى خود محتاج خداوند است ، اما در انجام كارها از أو بىنياز است واختيار آنها به أو واگذار شده است كه در اصطلاح « تفويض » در برابر جبر ناميده مىشود . معتزله براي حفظ أصل تنزيه ونسبت ندادن زشتىهاى بندگان به خداوند ، اين نظريه را برگزيدند « 2 » وگفتند اين خلاف عدل است كه خداوند بندگانش را به خاطر گناهان غير اختياري كيفر دهد . پس عدل مورد نظر معتزله حاكى از ديدگاه آنان در مسأله اختيار بندگان نيز مىباشد . البتة بحث عدل به مسألهء حسن وقبح عقلي نيز گسترش پيدا كرد واين بحث مطرح شد كه اولًا آيا بعضي افعال در ذات خود نيك وبعضي زشت است ؟ ثانياً آيا عقل مىتواند خوبى وبدى آنها را درك كند يا نه ؟ أهل سنت وحديث گفتند : عادل بودن خدا به معناى اين است كه أو منشأ عدل است ؛ هر چه أو انجام دهد عدل وآنچه به آن فرمان دهد عادلانه ونيك است يعنى حسن وقبح وعدل وظلم از فعل خدا انتزاع مىشود . اگر خداوند از چيزى باز دارد ، به صفت زشتى متصف مىشود پس اگر دوباره به آن فرمان دهد ، متصف به نيكى مىشود . « 3 » معتزله گفتند : افعال صرف نظر از ارادهء تكويني وتشريعي خداوند ، متفاوتند ؛ بعضي نيك وبعضي زشتند وعقل مىتواند آنها را درك كند وكارهاى خداوند براساس عدل است نه اينكه آنچه أو انجام دهد عدل است . قاضى عبد الجبار معتزلي مىگويد : بهطور بديهي عقل انسان حسن وقبح افعال را بهطور اجمال درك مىكند . « 4 » ديدگاه معتزله در مسألهء عدل الهى هر چند داراى امتياز ونقاط مثبتى است لكن تفويض مورد نظر آنان را نمىتوان پذيرفت ، زيرا افعال انسان بهعنوان يكى از موجودات امكاني ،
اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 210
مساهمون: عليرضا على نورى
ص٢١٠
هامش
( 1 ) - « قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَىْءٍ » رعد ( 13 ) ، آيهء 16 .
( 2 ) - الملل والنحل ، سبحانى ، ج 3 ، ص 319 .
( 3 ) - ر . ك ، كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد ، علامه حلى ، ص 234 .
( 4 ) - الملل والنحل ، سبحانى ، ج 3 ، ص 294 .