منكرش كافر است درحالى كه معتزله متعرض آن نشدهاند واز طرفي اعتقاد به مؤمن وكافر نبودن صاحب گناه كبيره ( كه معناى منزلت بين المنزلتين است ) نمىتواند جزو أصول دين باشد بهگونهاى كه بىاعتقادى نسبت به آن موجب خروج از ايمان گردد . پس أصول پنجگانهء معتزله نسبت به أصول دين ، نه جامع افراد است نه مانع اغيار . بهنظر مىرسد آنچه معتزله عرضه كردهاند مسائلي است كه آنان در بحثهاى علمي - كلامي خود با فرقههاى مخالفشان ، براي رد برايشان بهعنوان أصول پنجگانه ياد كردهاند . چنانكه تعدادى از أصول عقائد أهل حديث واشاعره نيز اينگونه است . مانند قديم بودن قرآن كه آنان انكارش را كفر وبدعتگذارى در دين شمردند درحالىكه هيچ نصّى وجود ندارد كه آن را دليل اين اعتقاد قرار دهند . بهتر بود اين فرقهها أصول كلامي خود را از أصول دين جدا مىكردند واينكه براي ورود به فرقهء مزبور ، پذيرش أصولي چند نيز لازم است . لكن بزرگان معتزله همانند قاضى عبد الجبار « 1 » ، اعتقاد به أصول ياد شده را بر هر مسلمانى واجب دانسته وگفتهاند : مخالف اين أصول ، يا كافر است يا فاسق يا خطاكار « 2 » ! ! .
اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 207
مساهمون: عليرضا على نورى
ص٢٠٧
1 - توحيد :
مسائلي كه بر محور اين أصل قابل بحثند عبارتند از :
الف - اثبات يگانگى خداوند ونفى كثرت درون ذاتي وبرون ذاتي از أو .
ب - شناخت صفات ذاتية وفعليهء الهى .
ج - تبيين عينيّت يا مغايرت صفات با ذات .
د - تنزيه خداوند از صفات مخلوق مانند جسميت ، احتياج ، داشتن اعضا وجوارح و . . . .
ه - تنزيه خداوند از امكان ديده شدن ولو در آخرت .
هامش
( 1 ) - عبد الجبار بن أحمد بن عبد الجبار همداني أسد آبادي ملقب به قاضى القضاة - متوفاى 415 ه - كه در فروع دين شافعي مذهبو در أصول معتزلي بود .
( 2 ) - ر . ك : مذاهب الاسلاميين ، دكتر عبد الرحمان بدوي ، ج 1 ، ص 57 .