وى شمرده است . « 1 » ثالثاً هميشه توبه از معصيت اصطلاحى نيست وأوليا ومقربان ، توجه به غير خدا را براي خود گناه شمرده از آن توبه مىكنند . اما در مورد فضايل أهل بيت بايد گفت كه شكى نيست بنا بر أحاديث متواتر نبوي صلى الله عليه وآله واعتراف علماى أهل سنت كه اعلم امّت بعد از پيامبر صلى الله عليه وآله علي بن ابىطالب بوده وأو وذريّهاش علوم پيامبر را به ارث بردهاند . وانكار نمودن فضايل آنان از سوى ابن تيمية دليلي جز عناد ودشمنى با ثقل أصغر ندارد . در فضيلت أهل بيت عليهم السلام همين بس كه پيامبر صلى الله عليه وآله در حديث متواتر ثقلين ، آنان را عدل وقرين قرآن قرار داد كه تمسك به آن دو ، مايهء هدايت ودورى از ضلالت است .
تجديد حيات سلفىگرى در قرن دوازدهم
قرنها سپرى شد كه با توجه به شخصيت منفى ومطرودى كه ابن تيمية در أفكار وأذهان پيدا نمود تعاليم وآموزههايش در بوتهء فراموشى قرار گرفت تا اين كه نوشتههاى أو به دست محمد بن عبد الوهاب افتاد . أو در قرن دوازدهم براي احياى مكتب ابن تيمية بهپا خاست . مورخان نوشتهاند كه اساتيد محمد بن عبد الوهاب ، ضلالت وگمراهى را در چهرهء أو حدس مىزدند وپدرش كه از علماى حنبلي بود بهخاطر حرفهاى كفرآميزى كه از أو مىشنيد بارها أو را سرزنش كرد وأول كسى كه در رد مسلك وى كتاب نوشت برادرش سليمان بن عبد الوهاب بود . محمد بن عبد الوهاب با أمير شهر « دِرعيه » محمد بن سعود ( جد اعلاى حاكمان فعلى عربستان ) پيمان همكارى بست « 2 » ؛ بدينگونه كه شيخ محمد براي توسعه وتحكيم حكومت وى از دين ومذهب مايه بگذارد وأو نيز براي گسترش رياست مذهبي أو از نيروى نظامى استفاده كند . محمد بن سعود براي تحكيم پيمان ، يكى از دختران شيخ