ابن تيمية واحياى سلفىگرى
در أواخر قرن هفتم ابن تيمية از پيروان أحمد بن حنبل به احياى مكتب أو برخاست وتصرفات واصلاحات أبو الحسن اشعرى را رد كرد ومتكلمان را مورد انتقاد قرار داد وگفت : چنانكه أحمد بن حنبل گفته ، بيشتر متكلمان زنديقند . « 1 » ابن تيمية در عقايد ديني به ظاهر قرآن وحديث متكى بود وهمهء آيات واحاديثى را كه به خداى متعال اشارتى دارد آنها را بهصورت ظاهري ولفظي تفسير مىكرد وچنان با اين عقيدة انس داشت كه به قول ابن بطوطة روزى از فراز منبر گفت : خدا از آسمان به زمين فرود مىآيد به همينگونه كه من اكنون پايين مىآيم وآنگاه پلههاى منبر را يك به يك پايين آمد . « 2 » أو با احياى سلفىگرى أحمد بن حنبل ، أموري را نيز بهعنوان عقايد سلف به عقايد أهل حديث اضافه نمود كه عبارتند از : سفر براي زيارة پيامبر حرام است زيرا منتهى به شرك مىشود . توسل به اولياى الهى حرام وشرك است . بناسازى بر قبور وتعمير آنها حرام است . بيشتر فضايلى كه در مورد علي عليه السلام وذريهاش نقل شده ، صحّت ندارد . در اينجا بخشي از سخنان أو را نقل مىكنيم : دربارهء ديده شدن خداوند مىگويد : اگر خدا را در دنيا نمىشود ديد ، بهخاطر ناتوانى ماست اما در آخرت ، خداوند قواى انسان را به كمال مىرساند وأو قدرت پيدا مىكند كه خدا را ببيند چنانكه شعاع خورشيد براي ديدن سزاوارتر از أشياء ديگر است امّا چشم انسان از ديدنش عاجز است وپيامبر فرموده : پروردگارتان را خواهيد ديد آنگونه كه خورشيد وماه را مىبينيد . « 3 »