تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
« جبريه » كساني بودند كه همهء افعال بندگان را به خدا نسبت مىدادند وآن را نتيجهء ايمان به‌توحيد در خالقيت وقضا وقدر مىپنداشتند . اين عقيده‌را دستگاه أموي ترويج مىكرد . « قَدَريه » كساني بودند كه افعال خوب وبد را به خود انسان ونه به خداوند ، نسبت مىدادند . پيدايش قدريه يك نوع واكنش اجتماعي در برابر عقيدة به جبر بود . « جهميه » كساني بودند كه هر نوع صفت را از خدا سلب مىكردند وبه مخلوق بودن وحدوث قرآن عقيدة داشتند . « مشبهه ومجسمه » با جمود بر ظواهر نصوص ، صفات مخلوقات را براي خدا قائل بودند . « 1 »

درگيرى عقل‌گرايان وأهل حديث

معلومات أهل حديث در چهارچوب احاديثى بود كه خود نقل مىكردند وهرگونه بحث وتعمق وتجزيه وتحليل مسائل از نظر آنان ناروا بود واگر حس كنجكاوى ، كسى را وأدار مىكرد كه از علماى أهل حديث در زمينهء مسائل اعتقادي چيزى بپرسد به بدعت‌گزارى متهم مىشد . نقل شده كه شخصي از مالك بن انس - يكى از فقهاى مذاهب چهارگانه - دربارهء آيهء « الرَّحْمانُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى » سؤال كرد . وى گفت : أصل استواء خدا بر عرش معلوم ، كيفيت استواء بر آن نامعلوم ، اعتقاد به آن واجب وسؤال كردن بدعت است . « 2 » از شافعي نقل شده كه گفت : اگر خدا را با تمام گناهان - به جز شرك - ملاقاة كنم برايم بهتر است كه أو را با داشتن دانش كلام ملاقاة نمايم ( كه بر دلايل عقلي استوار است ) . « 3 » در برابر آنان معتزله بودند كه گرايش عقلانى داشتند واستدلالشان بيشتر به عقل بود تا نقل . اين گروه ديدگاه أهل حديث را در مورد صفات الهى رد مىكردند واز تشبيه و

هامش
( 1 ) - ر . ك : الملل والنحل ، سبحانى ، ج 1 ، ص 309 - 313 ؛ 145 - 133 .
( 2 ) - همان ، ج 3 ، ص 100 .
( 3 ) - همان .