درگيرى عقلگرايان وأهل حديث
معلومات أهل حديث در چهارچوب احاديثى بود كه خود نقل مىكردند وهرگونه بحث وتعمق وتجزيه وتحليل مسائل از نظر آنان ناروا بود واگر حس كنجكاوى ، كسى را وأدار مىكرد كه از علماى أهل حديث در زمينهء مسائل اعتقادي چيزى بپرسد به بدعتگزارى متهم مىشد . نقل شده كه شخصي از مالك بن انس - يكى از فقهاى مذاهب چهارگانه - دربارهء آيهء « الرَّحْمانُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى » سؤال كرد . وى گفت : أصل استواء خدا بر عرش معلوم ، كيفيت استواء بر آن نامعلوم ، اعتقاد به آن واجب وسؤال كردن بدعت است . « 2 » از شافعي نقل شده كه گفت : اگر خدا را با تمام گناهان - به جز شرك - ملاقاة كنم برايم بهتر است كه أو را با داشتن دانش كلام ملاقاة نمايم ( كه بر دلايل عقلي استوار است ) . « 3 » در برابر آنان معتزله بودند كه گرايش عقلانى داشتند واستدلالشان بيشتر به عقل بود تا نقل . اين گروه ديدگاه أهل حديث را در مورد صفات الهى رد مىكردند واز تشبيه و