از اين معنى عدول كردند وآن را بر نمىتابند . توضيح آن كه همانگونه كه پيشتر يادآور شديم ممنوعيت نقل حديث پيامبر از طرفي وأحاديث ساختگى در راستاى منافع دستگاه خلافت وغير آن ونفوذ إسرائيليات بهنام حديث پيامبر از طرف ديگر ، موجب شد كه سنت واقعي پيامبر در پردهء ابهام فرو رود واحاديثى هم كه در أصل از پيامبر بوده در اثر گذشت زمان ونقل راويان از يكديگر - كه با توجه به ممنوعيت نوشتن حديث تا يك قرن ، از حفظ نقل مىشد - آن قدر دستخوش تغيير وتبديل قرار گرفت كه تشخيص گفتار واقعي پيامبر دشوار گرديد . لكن أهل حديث بدون هيچگونه تحقيق وتأملى در سند ودلالت أحاديث ويا عرضهء آنها بر كتاب خدا هر روايتي را بهعنوان سنت پيامبر تلقى كردند وأصول اعتقادي خود را براساس ظاهر روايات وأحاديث پىريزى نمودند ، گرچه ظاهر آن أحاديث با مفاد آيات اختلافى آشكار داشت . « 1 » نتيجهء اين سهلانگارى ، پيدايش مشبهه ومجسمه در ميان آنان بود يعنى كساني كه خدا را به مخلوقاتش تشبيه كردند وصفات جسماني براي أو قائل شدند ودر نتيجة براي خداى بىمثال ، مثلها تراشيدند . أهل حديث قبل از أحمد بن حنبل قاطبهء مسلمانان - از أهل سنت - قبل از أحمد بن حنبل از أصول مشخص ومدونى در زمينهء مسائل كلامي پيروى نمىكردند وگروههاى كلامي تنها دربارهء يك يا چند عقيدة اظهار نظر مىكردند ودربارهء آن با مخالفان خود به منازعه وجدال مىپرداختند كه به عنوان نمونه در اينجا به تعدادى از آنها اشاره مىشود : « مرجئه » كساني بودند كه عمل را جزو ايمان نمىدانستند ومىگفتند با وجود ايمان ، گناه ومعصيت ضرر ندارد . از اين رو پيشوايى را كه گناه كبيره انجام دهد كافر نمىدانستند واطاعتش را لازم مىشمردند . برخلاف خوارج كه معتقد بودند پيشواى گنهكار ، كافر واطاعتش حرام است .
اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 188
مساهمون: عليرضا على نورى
ص١٨٨
هامش
( 1 ) - ر . ك : الملل والنحل ، سبحانى ، ج 1 ، ص 130 - 140 .