دولت مركزى قاجار دائماً براي سركوب واز بين بردن فتنهء بابيان تحت فشار قرار مىگرفت . از اين رو شاه قاجار براي خاموش كردن آتش اين فتنهها تصميم به اعدام باب گرفت وعاقبت اين تصميم در سال 1266 هجرى در تبريز اجرا شده وعلىمحمد باب در برابر جوخهء دار قرار گرفت . هر چند در مورد اينكه جنازهء أو چه سرنوشتى پيدا كرده است ، در بين بابيان وبهائيان اختلاف نظر وجود دارد ؛ امّا بهائيان مدّعى هستند كه جسد أو را پس از هجده سال به « عكّا » در فلسطين برده ودر آنجا دفن كردند ونام « مقام أعلى » بر آن گذاشتهاند . همانگونه كه توبهء باب در جلوگيرى از اعدام أو مؤثر واقع نگرديد ، اعدام أو نيز در خاموش كردن فتنهء بابيه واز ميان رفتن اين فرقه تأثير نداشت وپس از أو بابيگرى در قالب ديگرى يعنى بهائيت استمرار يافت .
شكلگيرى بهائيت
پس از اعدام باب ، « ميرزا يحيىنورى مازندرانى » ملقب به « صبح أزل » ( 1246 - 1330 هجرى ) كه علىمحمد باب يكسال پيش از مرگ خود ، وى را به عنوان جانشين خود معرفى كرده بود ، به جاى باب نشست وأمور بابيان را به دست گرفت . امّا برادر أو ميرزا حسينعلى نوري ملقّب به « بهاءاللَّه » در موضوع جانشينى وى به مخالفت برخاست . از اين رو صبح أزل پذيرفت كه برادرش را به عنوان وكيل خود قرار دهد وتماس وارتباط پيروان با أو از طريق وى صورت مىگيرد . براي بهاءاللَّه اين پيشنهاد ، بهترين شرايط را فرآهم ميكرد كه به مقاصدش برسد . از اين رو به بهانهء ايجاد امنيت براي صبح أزل ، أو را از انظار پنهان كرد وهمهء أمور را خود در دست گرفت .
از سوى ديگر با ادامه تعرضات بابيان نسبت به مردم وترور وكشتار مردم بىگناه در شهرهاى مختلف ، دولت إيران براي سركوب بابيان تحت فشار قرار داشت ، تا اينكه در سال 1268 هجرى پس از سوء قصد نافرجام به جان ناصر الدين شاه قاجار ، مأموران حكومتى به دستگيرى گسترده بابيان مبادرت مىكنند وعدهء زيادى از آنان اعدام مىشوند . ميرزا حسينعلى ويارانش از جمله دستگير شدگان بودند ، امّا با دخالت مستقيم سفارت روسيه ، حكومت قاجار از قتل أو منع مىشود وبه ناچار وى ، برادرش
اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 180
مساهمون: عليرضا على نورى
ص١٨٠