تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
شغل تجارت مشغول شود . وى در بوشهر كه از شهرهاى گرمسيرى إيران مىباشد ودرجه حرارت در آن بسيار بالاست ، بنا به نقل نويسندگان ومورخين بابى وبهائى همه روزه از صبح تا شب در زير گرماى طاقت‌فرساى تابستان به پشت‌بام منزل رفته وروبه‌روى خورشيد به نماز ودعا وأذكار وأوراد مختلف مىپرداخته است ، تا از اين راه بتواند خورشيد را تسخير كرده وبه روحانيت ستارگان دست يابد . تحمّل گرماى سوزان بوشهر براي كسى كه در شهر خوش آب وهوايى چون شيراز به دنيا آمده وبزرگ شده ، از يك سو ورياضت‌هاى سخت وخوردن بيش از حدّ « كندر » براي تقويت حافظه كه علىمحمد به آن ملتزم بود ، از سوى ديگر ، در وضعيت معزى وروانى أو سخت تأثير گذاشت ورفتارهاى غيرعادى از أو سر زد ؛ بگونه‌اى كه دايىاش ، پس از آنكه در منع كردن أو ، از اين گونه أمور توفيقي بدست نياورد ، أو را ناچار به ترك بوشهر كرد وبه كربلا ونجف فرستاد تا شايد با تغيير آب وهوا وتوسّل به امام على وامام حسين بهبودى پيدا كند . ادعاى بابيّت علىمحمد در كربلا با چند تن از شاگردان سيدكاظم رشتى ، آشنا شد وبه محضر درس أو كشانيده شد . چند سالى در جلسه درس أو شركت كرد وبه عقايد وأفكار شيخيه آشنا گرديد وجذب انديشه‌هاى آنان شد . به خصوص ادعاى سيدكاظم در مورد « ركن رابع » واينكه خود را ( بابِ ) امام عصر تلقى مىكرد ، بسيار مورد توجه وى قرار گرفت وپس از مرگ سيدكاظم در سال 1259 هجرى ، مدعى جانشينى أو شد وخود را « باب » ناميد . البتة همانگونه كه در درس قبل بيان شد ، شيخيه بعد از سيدكاظم رشتى أغلب به حاج‌محمد كريم‌خان كرمانى ، روى آوردند وبه علىمحمد شيرازي اعتنايى نكردند . از اين رو علىمحمد باب از شيخيه جدا شده وبه قصد تبليغ مرام خود به زادگاهش ، شيراز بازگشت وبا فعاليت زياد توانست ، هجده نفر را دور خود جمع كرده وهستهء اوليهء فرقه بابيه را كه باب از آنها به « حروف حىّ » تعبير مىكند ، تشكيل دهد . ( حروف « ح » ( 8 ) و « ى » ( 10 ) به حساب أبجد جمعاً 18 مىشود . )