صبح أزل وجمعى از نزديكانش را به عراق تبعيد مىكند . در مدت أقامت در تبعيدگاه اختلاف دو برادر بر سر رهبرى بابيان بالا مىگيرد ومشاجرات وكشمكش به حدى مىرسد كه دولت عثمانى ( كه بر سرزمين عراق نيز حاكميت داشت ) ، آن دو را محاكمه كرده وبه تبعيد در دو نقطهء جدا از يكديگر محكوم مىنمايد صبح أزل به قبرس وبهاءاللّه به فلسطين تبعيد مىشوند . اين تبعيد سرآغاز سيطرهء كامل بهاءاللّه بر شئونات بابيان است .
* * *
« ميرزا حسينعلى نوري » معروف به بهاءاللّه ( 1310 - 1233 ه . ق ) در سال 1285 هجرى فرقهء « بهائيت » را در عكّا تأسيس كرد .
پس از تأسيس فرقهء بهائيت به جانشينى علىمحمد باب قانع نشده ، ابتدأ از مقام جانشينى باب به مقام بابيّت رسيد ، سپس ادعاى مهدويت كرد . آنگاه مدعى ولايت مطلقه شد . سپس از رسالت سر در آورد وآوردن شريعت جديدى را اعلام نمود ؛ آنگاه مدعى شد كه خدا در أو حلول كرده ومظهر خدا شده وخود را به عنوان « هيكل أعلى » معرفى كرد وسرانجام مدعى ربوبيّت والوهيّت شد . وى در يكى از كتابهايش به نام « كتاب مبين » چنين مىگويد :
« لا اله الّا انا المسجون الفريد . » ودر كتاب ديگرش به نام « ايّام تسعه » در مورد روز تولد خود مىگويد : « فيا حبذا هذا الفجر الذي فيه وُلد مَن لم يلد ولميولد ! » .
بهاءاللَّه سرانجام در سال 1310 هجرى در شهر عكّا از دنيا رفت ودر همانجا به خاك سپرده شد . قبر أو اكنون قبلهگاه بهائيان است .
پس از مرگ بهاءاللَّه ، پسرش ميرزا عباس أفندي كه در زمان حيات پدر به « غصن أعظم » مشهور بود ودر روى كار آمدن ورهبرى پدر بر جامعهء بهائيت ، نقش مؤثرى داشت ، به جاى أو نشست ولقب « عبدالبهاء » را براي خود برگزيد .
عبدالبهاء بدون توجه به وصيت پدر در مورد جانشينى خود ، نوهء دخترى بهاءاللَّه ، به نام شوقى أفندي را به جانشينى خود منصوب كرد وبه وى لقب « ربّانى » داد .
پس از مرگ شوقى ربّانى ، در سال 1957 ميلادي ، بيت العدل أعظم كه در عكّا مستقر بود به دست « ميسن ريمى » افتاد وبهائيان اروپا وآمريكا رهبرى أو را پذيرفتند . امّا بسيارى از بهائيان كشورها وديگر بلاد ، از اين انتصاب ناخرسند شده ودچار انشعاب شدند .