تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩

اين هجده نفر با پذيرش ادعاى علىمحمد ، مبنى بر « باب امام عصر » بودن ، شروع به فعاليت تبليغى به نفع وى نموده وأو را به عنوان « نقطهء أولى » و « حضرت أعلى » به مردم معرفى مىكردند . بدين ترتيب فرقهء بابيه در سال 1260 هجرى شكل گرفت . با عزيمت مبلغين بابيّه به شهرهاى مختلف عده‌اى از مردم ساده‌لوح ، داعيهء بابيّت أو را باور كرده وبه آنها پيوستند . ادعاى نبوّت همزمان با پيشرفت اين فرقه وافزايش شمار پيروان آن ، داعيهء علىمحمد باب نيز بالا مىگرفت . وى كه تبليغ خود را با ادعاى بابيّت شروع كرده بود ، اندكى بعد مدّعى مهدويت شد ؛ سپس ادعاى پيامبرى كرد وخود را به عنوان پيامبرى كه از جانب خدا به أو وحى مىشود ، معرفى كرد . كتابي نيز با نام « بيان » نوشته وبه عنوان كتاب مقدس وآسمانى كه از طريق وحى به أو رسيده است ، به مردم معرفى كرد . با گسترش فعاليت بابيان وانتشار اخبار آن در مجامع علمي شيعه ، علماى اماميه با حكم به ارتداد علىمحمد باب ، از دستگاه حكومتى خواستند ، تا در برابر اقدامات باب وپيروانش واكنش نشان دهد وآنان را سركوب نمايد . در اين ميان بابيان نيز بيكار نمانده ، به جمع‌آورى نيرو وسلاح مبادرت كردند ودر چند شهر إيران از جمله بابل وزنجان به رويارويى نظامى با ارتش دولتي پرداختند كه پس از كشتن شمارى از سربازان دولتي ، تعداد زيادى از بابيان نيز كشته شدند . رقم كشته شدگان بابيه تنها در بابل هزار وپانصد نفر ذكر شده است . « 1 » عاقبت كار باب باب گرچه در اثر فشار علما ، حاكم فارس وغير آنان ، مجبور به توبه شد ، ولى توبه‌اش بسيار دير هنگام بود ، زيرا تا آن زمان بسيارى از پيروان وى ، در شهرهاى مختلف به فتنه‌گرى وآشوب وقتل وآزار وغارت مردم دست زده وسلب امنيت كرده بودند . لذا

هامش
( 1 ) - براي آگاهى بيش‌تر از جنايات بابىها وبهائىها ، از جمله ر . ك . فجايع بهائيت يا واقعه قتل ابرقو ، شيخ حسين خراساني .