تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
نوزادان بگريد ، مىخنديد ، يا هر بار كه از سوى اهريمنان تهديد مىشد وديوان ، قصد جان أو را مىكردند ، در اثر فره ايزدى به طور معجزه آسا ، نجات مىيافت ، و . . . اين گونه داستان‌هاى معجزه‌آميز ، چه درست باشد يا نباشد تأثيرى در شخصيّت زرتشت نخواهد داشت . چيزى كه نشان دهندهء شخصيّت واهمّيّت اوست اين كه در آن عصر وروزگار تاريك توانست جامعه‌اى را اصلاح كند ومنادى توحيد شود ، چنان كه همين امر به عنوان بزرگ‌ترين معجزه دربارهء ديگر انبياى الهى نيز صادق است . به نظر مىرسد كه زرتشت در دوران جوانى ، مدتي به چوپانى مشغول بوده ، ودر سال‌هاى ميان سى - چهل سالگى به پيامبرى ، برگزيده شده است . فرشته‌اى كه وحى ويا پيام اهورا مزدا را به أو مىرساند « وهومنه » يا « بهمن » نام داشت . وى پس از بعثت ، قبيله وخانوادهء خود را به دين اهورا مزدايى ، دعوت كرد ، ولى مىگويند تنها پسر عمويش دعوتش را پذيرفته است . چنان كه از متونِ اوستا ، بر مىآيد زرتشت بارها از قبيله وعشيرهء خود ، ناليده ، ويا با سخنانى به اين مضمون ، كه « خدايا ! به كدام سرزمين روى آورم ؟ » شكايت خود را از مردم عشيرهء خويش ، آشكار كرده است . زرتشت ، سرانجام از زادگاه خود ، هجرت كرده وبه بلخ ( خراسان قديم وأفغانستان كنونى ) روى آورد . شهر بلخ در آن روزگار ، مركز حكمرانى گشتاسب ، پادشاه كيانى بود . گشتاسب هرچه در آغاز با دسيسه برخى درباريان وكاهنان أو را به زندان انداخت ، ولى بعدها به دليل بروز معجزه از زردشت أو را از زندان آزاد كرد وبه آيين أو نيز ايمان آورد . زردشت ، از آن پس به ترويج آيين خود ميان ايرانيان باستان پرداخت وسرانجام خود در يكى از جنگ‌هاى ايرانيان باتورانيان كشته‌شد . ولى آيين‌او در إيران باستان رسمي اعلام گرديد . « 1 »

اوستا يا كتاب مقدّس زرتشتيان

كتاب مقدّس زرتشتيان « اوستا » نام دارد ، كه به معناى أساس ، بنياد ومتن اصلى است « 2 » . گاتاها « 3 » كه نام كهن‌ترين بخش اوستا است ، سرودهاى آسمانى زرتشت را گويند وبه

هامش
( 1 ) - برگرفته از آشنايى با تاريخ أديان ، ص 90 - 91 ؛ تاريخ جامع أديان ، ص 303 - 305 .
( 2 ) - دانشنامهء مزديسنا ، ص 35 .
( 3 ) - گاتاها ، گات‌ها ، گاهان ، گاثاها وگاساها ، همه از يك خانواده وبه يك معنايند ، ر . ك همان ، ص 402 ؛ ترجمهء اوستا ، ج 2 ، ص 1040 - 1041 .
اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 114 | عليرضا على نورى / عبد الله ابراهيم زاده