چند نكتهء مهم
1 - گاهى پرواز استثنايى يك پرنده و گزارش آن از يك فرهنگ و تمدّن ، سرآغاز حركت مقطعى از تاريخ مىگردد و مسير ملّتى را تغيير مىدهد ولى اين حركت ، هرگز به معناى تصادفى بودن تاريخ نيست بلكه همهء اين رويدادها بر مبناى علم و اراده و با هدايت تكوينى خداوند و براساس اصول كلى و ضوابط اجتماعى انجام مىگيرد و شايد مشابه آن ، در عصر و نسلى تحقق يابد و سرچشمهء تحوّلاتى گردد .
2 - غرور و قدرت ، از موانع حركت تكاملى تاريخ است ، هنگام ايجاد تحوّل در تاريخ يك ملّت نخست بايد موانع را از ميان برداشت به همين دليل حضرت سليمان عليه السلام ابتدا با عملياتى ، غرور بلقيس را شكست و زمينهء ايمان آنان را فراهم ساخت .
3 - اين رويداد ، در عمل نشان مىدهد كه آميختگى و معيّت نيروى مادى با معنويّت اثر خاصّى مىآفريند و قدرتهاى مادى را تحتالشعاع قرار مىدهد . « 1 »
قوم تُبّع
تبايعه اقوامى بودند در يمن با دولت و شوكتى قوى و حكومتى گسترده از نظر مالى و معيشت بمراتب بالاتر از قريش بودند . آنان از فرمان خدايشان سرپيچى كردند و سرانجام بخاطر عملكرد خود مجازات شدند و به نابودى رسيدند و مايهء عبرت آيندگان گرديدند . « 2 » قرآن سرنوشت آنان را حكايت مىكند و راز هلاكتشان را يادآور مىشود تا سرمشقى براى مخاطبانش گردد : « أَهُمْ خَيْرٌ امْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَالَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ اهْلَكْناهُمْ انَّهُمْ كانُوا مُجْرِمينَ » « 3 » آيا آنها بهترند يا قوم « تُبّع » و كسانى كه پيش از آنها بودند ؟ آنها را هلاك كرديم ، زيرا كه گنهكار بودند .
هامش
( 1 ) - ر . ك : تفسير نمونه ، ج 15 ، ص 485 .
( 2 ) - الكاشف ، ج 7 ، ص 13 .
( 3 ) - دخان ( 44 ) ، آيهء 37 .